قسمت دوم خطبه
( 12 ) آيا در جاهاى آنان كه پيش از شما بودند نيستيد و حال آنكه عمرهاى ايشان درازتر و آثارشان پايندهتر و آرزوهاشان بيشتر و جمعيّتشان آمادهتر و لشگرهاشان انبوهتر بود ، ( 13 ) دنيا را بهر طورى كه بود پرستيده برگزيدند ، پس از آن كوچ كردند ( مردند ) بدون توشهاى كه همراه برداشته يا مركبى كه راه را به پيمايد ، ( 14 ) آيا بشما خبر رسيده كه دنيا ( هنگام مردن پيشينيان ) خود را ( يا كسى را ) به آنها فديه داده باشد ( تا نمى رند ) يا آنان را همراهى كرده ، و يا از روى نيكوئى در بارهء ايشان كمكى نموده ( نه ) ( 15 ) بلكه پايهء زندگيشان را بسختيها و مصائب دردناك سست گردانيده و جنبانيدهو رخسار و پيشانيهاشان را به خاك ماليده و زير دست و پاى ستوران آنان را لگد كوب كرده ، و يارى كردنش اين بوده كه پيش آمدهاى سخت روزگار را بر سر ايشان وارد ساخته است ( 16 ) پس ديديد تغيير و بى آشنائى ( دشمنى ) دنيا را به كسانى كه به آن نزديك شده و آن را برگزيده و به آن اعتماد نمودند تا اينكه از آن براى هميشه جدا گشته كوچ كردند ( ديگر باز گشتى براى آنان نيست ) ( 17 ) و آيا جز گرسنگى توشهاى و جز تنگى ( گور ) جائى و جز تاريكى ( قبر ) نورى بايشان داد ، يا در پى آنان جز پشيمانى سختيهاشان را تدارك نمود ( 18 ) آيا چنين دنيا ( ى بيوفائى ) را اختيار مى كنيد ، يا به آن دل مى بنديد ، يا براى بدست آوردنش حرص زده كوشش داريد ( 19 ) بد سرائى است براى كسى كه به آن بد گمان نبوده و هنگام اقامت در آن از خطرش خوف و ترس نداشته است ، ( 20 ) پس بدانيد با اينكه خودتان هم مى دانيد ( بالأخره ) دنيا را ترك گفته از آن كوچ خواهيد نمود ، و پند بگيريد در آن از كسانى كه مى گفتند : كيست كه در قوّت و توانائى از ما برتر باشد ( همه مردند ، و ) بر مركب چوبين سوار نموده