لذا فرار يعنى گريز از فنا شدن به سوى جاودانگى است ، چنان كه در قرآن كريم آمده است :
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ .
« 1 » هر كه روى زمين است فانى است و زندهء ابدى ، ذات خداى با جلال و عظمت توست .
درجات مقام فرار
و هو على ثلاث درجات :
مقام فرار را سه درجه است :
1 . فرار عامه
فرار العامة من الجهل الى العلم عقدا و سعيا و من الكسل الى التشمير جدا و عزما و من الضيق الى السعه ثقة و رجاء .
فرار عامه خود سه درجه دارد :
الف ) فرار از جهل به سوى علم
فرار از جهل همان ترك طريق جهال است و علم نيز پيروى از طريق علماى شريعت محمديه صلّى اللّه عليه و إله است ، عقدا وسيعا يعنى از روى عقيده و عمل و شناخت درست ، طريقهء علماء را در پيش گيرد . ( يعنى پيروى از عالمانى كه عمل آنها با علم آنها مخالفت نداشته باشد ) به قول مولوى :
عقل دشنامم دهد من راضىام * چن كه فيضى دارد از فياضىام
جاهل از حلوا نهد اندر لبم * من از آن حلواى او اندر تبم « 2 »
ب ) فرار از تنبلى به سوى جديت و تلاش
يعنى سالك بايد با كوشش و انگيزهء قلبى از تنبلى و كسالت و امروز و فردا كردن ( امورى كه او را از سلوك الى اللّه باز مىدارد ) اجتناب كند و پيوسته از خدا بخواهد :
اللهم اجعل قوتى فى طاعتك و نشاطى فى عبادتك . « 3 »
هامش
( 1 ) . رحمان / 26 و 27 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر چهارم ، بيت 1950 و 1951 .
( 3 ) . از دعاى على ( ع ) در جنگ صفين .