مولاى متقيان على عليه السّلام در دعاى كميل مىفرمايد :
وهب لى الجد فى خشيتك و الدوام فى الاتصال بخدمتك .
« 1 »
خشيتى بر من عطا كن كوه شكاف * تا چو سيمرغ پر گشايم سوى قاف
در فضاى بندگى پرواز ده * چون به شوق آيم مرا آواز ده
در ميادين نبرد با بار زين * قوتم ده برتر از روح الامين « 2 »
ج ) از تنگى به توسعه رسيدن
سالك بايد شرايط سخت و دشوارش را با اطمينان و اميد به خدا به توسعه و گشادگى تبديل كند و شرط اين مهم تلاش و كوشش سرسختانه است :
« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى »
« 3 » . اگر سالك با تلاش و اتكال و اميد به خدا حركت كند نه تنها دشوارىها و سختىها را به آسايش و آرامش تبديل مىكند بلكه جوهر وجود او نيز آبديده خواهد شد . و ناخالصىها از او جدا مىگردد و ارزش و قيمت او بالا مىرود :
عسر را در شكم يُسر نهادند به يقين * هركه سختى نكشد مشكلش آسان نشود
آتش كوره آهنگر و پتك دودش * نخورد آهن اگر تيز و درخشان نشود
چابك از آسياب تا به تنور سوزان * ندود گندم اگر لايق دندان نشود « 4 »
2 . فرار خاصه
و فرار الخاصة من الخبر الى الشهود و من الرسوم الى الاصول و من الحظوظ الى التجريد .
فرار خاصه نيز سه درجه دارد :
الف ) فرار از شناخت نقلى به شناخت شهودى
يعنى سالك نبايد به اخبار نقلى و احكام علم قناعت كند بلكه بايد به حصول عيان و شهود برسد و اينان ارباب احوال هستند كه از واردات قلبى برخوردارند . راز عبوديت هم وصول به معرفت شهودى است . چنان كه خداوند متعال در قرآن مىفرمايد :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
« 5 » .
هامش
( 1 ) . اواخر دعاى كميل .
( 2 ) . از نگارنده .
( 3 ) . النجم / 39 .
( 4 ) . از نگارنده .
( 5 ) ذاريات / 56 .