و زمين و بهار ، كه در واقع اثبات فضل خداوند متعال است . اما اهل تفرقه از اين امر در حجاباند و گويند باران و زمين و بهار سبزيجات را روياند ، درحالىكه اهل جمع كه اهل شهود هستند ، گويند : اين خداست كه گياه را رويانده است .
در سورهء واقعه مىخوانيم :
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ
أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ
لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ .
« 1 »
التلبيس الثانى :
تلبيس اهل الغيرة على الاوقات باخفائها و على الكرامات بكتمانها و التلبيس بالمكاسب و الاسباب و تعليق الظاهر بالشاهد و المكاسب ، تلبيسا على العيون الكليه و العقول العليه مع تصحيح التحقيق عقدا و سلوكا و معاينة و هذة الطايفة رحمة من اللّه تعالى عل اهل التفرقه و الاسباب فى ملابستهم .
اما تلبيس دوم : تلبيس بر اهل غيرت است . آنها كه بر اوقات شريفهاى كه درباب وقت گذشت غيرت ورزند به اخفاى آن اوقات از مردم ، تا اوقاتشان مشوّش نرگردد . همينطور بر كراماتشان غيرت مىورزند و آن را بر اغيار مىپوشانند تا نفس خود را از سستى حفظ كنند و گمنامى را برگزينند ، تا آنكه جمعيتشان ، به جهت مزاحمت خلق و رويكرد مردم بر آنها ، برهم نخورد تا از حق بازنمانند .
و نيز اينها به مكاسب و اسباب و تعليق ظواهر آنها به شواهد ؛ يعنى آيات و اخبار و تمسّك به آنها در علم ظاهر تلبّس جويند تا احوال باطنى آنها مخفى بماند يا به ديگر امورى تلبس جويند كه در نزد مردم ، آنها چون ديگران به نظر آيد . يا سبب پرداختن آنها به مكاسب ، تلبيس بر چشمانى است كه از ادراك باطن و حقايق و احوال معنوى ناتواناند و عقولى كه به اوهام و وهمياتى آميخته است كه ادراك حق نكرده است .
« مع تصحيح التحقيق » : يعنى تصحيح مقام التحقيق بالحق به اين معنى درحالىكه آنچه انجام مىدهند و آنچه اختيار مىكنند ، همه بالحق است و نه از جانب خودشان . چه در مورد اعتقادات و چه روشى كه طى مىكنند كه طى طريقشان به واسطهء حق است و چه معاينه ، به اين معنى كه حق را در همهچيز مىبينند ، همانگونه كه حق رامعتقدند .
هامش
( 1 ) . واقعه / 63 - 67 .