اين دسته يعنى اهل غيرت ، بر اهل حجاب و تعلّق به اسباب رحمتند كه با ايشان همنشين بوده درحالى كه اهل حجاب به واسطه ايشان هدايت شده و به بركت همنشينى با ايشان نجات يابند . چه ايشان گروهى هستند كه همنشينانشان هرگز بدبخت نخواهند شد . به قول مولوى :
اى خنك جانى كه با حق زنده شد * در وجود زندهاى پاينده شد
واى آن زنده كه با مرده نشست * مرده گشت و زندگى از وى برست « 1 »
التلبيس الثالث :
تلبيس اهل تمكن على العالم ترحما عليهم بملابسة الاسباب توسعا على العالم لا لانفسهم و هذه درجة الانبياء عليهم السّلام ثم للأئمة الربانيين الصادرين عن وادى الجمع المشيرين عن عينه .
اهل تمكين از انبياء و وارثين ايشان كه علماى ربّانى هستند بر اهل عالم تلبّس شوند به جهت آنكه ايشان به لباس بشريت ملبس هستند به خاطر ترحم بر مردم و توسّع بر آنان ، چرا كه ايشان مىدانند كه مردم اهل حجاب هستند و از انقطاع به جانب حق و توكل بر او عاجزند .
اين تلبس براى انبياء و اولياء به جهت خود آنها نيست چرا كه ايشان مسبّب واقعى را كه حق است مشاهده نمىنمايند و مستغنى از اسبابند و مىدانند كه نه تنها منشاء اثر خداست ، بلكه از باب رحمت بر محجوبين است ، چرا كه محجوبين به حق فاقد صبرند و بر وقوف با او طاقت نداشته . لذا برايشان تلبيس نموده به جهت سهلگيرى ايشان به سكون بر اسباب و وقوف بر آنها .
منظور از صادرين از وادى جمع نيز اهل بقا بعد از فنايند . آنان كه آنچه انجام دهند بالحق انجام دهند و نه به جهت خودشان ، مثلا اگر گفته شود كه :
اين مرد ، مردم را بر رأى خود واداشت ، يعنى آنها را واداشت تا برطبق نظرش عمل نموده و آنها را بدان كار واداشته است و صدور از وادى جمع است كه عبارت است از فعل و قول بالحق .
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1535 و 1536 .