باب وجود
قد أطلق اللّه عز و جل فى القرآن اسم الوجود صريحا فى مواضع . فقال :
يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً .
« 1 » كه اشاره است به آيهء
« وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ، ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً » .
و كسى كه عمل زشتى مرتبك مىشود و به خودش ظلم مىكند ، سپس طلب آمرزش از خدا مىكند ، خدا را غفور و رحيم مىيابد .
و نيز در آيهء
« وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً .
« 2 » و اگر آنان به خود ستم كنند ، سپس طلب مغفرت از خدا كنند و حضرت رسول هم براى آنها طلب مغفرت نمايد ، همانا خدا را تواب و رحيم يابند .
و آياتى از اين قبيل نشان مىدهد كه خداوند متعال در مواضع مختلف قرآن « اسم الوجود » را با صراحت بيان كرده است . خواجه با استشهاد به اين قبيل آيات در تعريف « باب الوجود » مىنويسد :
و وجد اللّه ، الوجود اسم للظفر بحقيقة الشىء .
خداوند متعال ، اسم الوجود را براى ظفر يعنى دريافت حقيقت شىء مىداند . ظفر به حقيقت شىء كه ( در اينجا اسماء اللّه هستند ) شهود و فنا در آنهاست ؛ مثلا با شهود اسم غفور و يا حكيم يا تواب يا هر اسمى ديگر كه مقتضى استعداد سالك طالب است ، در آن فنا شود ، كه به تعبير امام راحل ( ره ) رجوع سالك به اسم ربّ خويش است . « 3 » در اين مقام معرفت عارف ، فوق علم است ، حتى فراتر از معاينه براى معاين است ، زيرا اين مقام وارد به بارگاه حضرت جمع است ، و سالك با طى درجهء سوم مقام فنا و تلبس به حق قابليت و صعود ، اين ساحت را پيدا كرده است .
اسم وجود براى سه معنى است :
هامش
( 1 ) . نساء / 100
( 2 ) . نساء / 64 .
( 3 ) . تفسير سورهء حمد ، ص 16 .