و اما الدرجة الثالثه فان لا يناسم رسمك سبقه .
در درجهء سوم تحقيق آثار خلقى تو كه حادث است با رسوم حقى كه قديم است معارضه نكند . چرا كه امر حادث با تجلى قديم باقى نمىماند ، پس اگر در حال بقا بعد از فناى بالحقيقه تحقق يابد در اين حال حق را با حق مشاهده نمايد و رايحهاى كه شائبهاى از خلق داشته باشد نمىوزد و اين همان معنى قول بعضى از عرفا است كه از حضرت نبى صلّى اللّه عليه و إله شنيده شده است ، « خدا بود و چيزى همراه با او نبود » ايشان گفت الآن هم همانگونه است كه بوده يعنى با وجود او الآن خود را نبينى بلكه او در ازل واحد بوده است و اين معنى محقق شيخ است . « لا ترى انّك الآن معه ، بل هو وحده » .
فتسقط الشهادات و تبطل العبارات و تفنى الاشارات
در اين مرتبه سوم ، تحقيق است كه شهادات ساقط گشته عبارات باطل و اشارات فانى مىشوند . چرا كه وقتى غير او چيزى راهمراه او نبينى ، معنى شاهد و مشهودى باقى نمىماند ، چرا كه پيوسته شاهد غيرمشهود است . پس شهادتى باقى نماند . و معبّر و معبرى نيست ، در اين صورت عبارات باطل گردد .
به قول مولوى :
ما كه باشيم اى تو ما را جانِ جان * تا كه ما باشيم با تو در ميان
ما نبوديم و تقاضامان نبود * لطف تو ناگفتهء ما مىشنود « 1 »
براساس همين معناست كه در دعاى جوشن كبير مىخوانيم :
يا من كلّ شىء كائن له . يا من كلّ شىء موجود به . « 2 » اى كه هرچيزى هست با او . اى كه هرچيزى موجود است با او .
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 601 و 610 .
( 2 ) . دعاى جوشن كبير ، فراز 38 .