رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى .
« 1 » رزق خداى تو بسيار بهتر و پايندهتر است .
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى .
« 2 » و آنچه نزد خداست بهتر و باقىتر است .
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ .
« 3 » و آنچه نزد خداست بسيار بهتر و باقىتر است ؛ مخصوص كسانى است كه به خداى ايمان آورده و به پروردگار خود توكل مىكنند .
وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى .
« 4 » منزل آخرت بهتر و پايندهتر است .
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ .
« 5 » آنچه نزد شماست نابود خواهد شد و آنچه نزد خداست باقى خواهد بود .
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ .
« 6 » آنچه خدا بر شما گذارد براى شما بهتر است اگر واقعا ايمان داريد .
خواجه در تعريف باب بقا مىنويسد :
البقاء اسم الباقى قائما بعد فناء الشواهد و سقوطها .
بقا اسم است براى آنچه بعد از فنا و سقوط شواهد باقى بماند .
و مراد از شواهد در اينجا رسوم خلقيّه است ، چرا كه اينها آثارى هستند كه به حق شهادت مىدهند كه حق مؤثر است . در ابواب گذشته شواهد به معنى معالم الشهود به كار رفته كه عبارت است از واردات و تجليّاتى كه عبد به واسطه صحت سلوك در حق ، آن را دريابد . چرا كه آنها از مبادى شهود و علامات آتى هستند . پس باقى بعد از فنا شواهدى جز حق نيست و قبل از حضرت جمع بقائى نيست و لابدّ است در آن حقيقت قول الهى كه فرمود :
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ .
« 7 »
پس در حقيقت ، جز اللّه هيچچيز باقى نيست ، يعنى وجهى كه ذات است به همراه دو صفت جلال و اكرام ، يعنى جلالى كه به واسطه آن به عبد فانى در آن اكرام شده و لباس وجود و صفت به تن عبد فانى شود پس از فناى او ، پس به واسطهء آن باقى ماند آنچنان كه
هامش
( 1 ) . طه / 131 .
( 2 ) . قصص / 60 .
( 3 ) . شورا / 36 .
( 4 ) . اعلى / 17 .
( 5 ) . نمل / 86 .
( 6 ) . هود / 86 .
( 7 ) . رحمان / 26 و 27 .