اين مبدأ سفر دوم است .
از مولاى متقيان على عليه السّلام سؤال شد حال شما چطور است ؟ امام عليه السّلام فرمود چگونه خواهد بود حال كسى كه بقاى خود فانى مىشود و با سلامت خود بيمار مىگردد . و آن راهى كه خود را درامان مىبيند مرگش فرامىرسد .
« كيف يكون حال من يفنى ببقائه : « 1 »
در ادعيه روزهاى ماه مبارك رمضان مىخوانيم :
يا ذا الذى كان قبل كلّ شىء ثم خلق كلشى ثم يبقى و يفنى كل شىء . اى آنكه پيش از هر موجودى بوده پس هرچيز را يبافريد و او مىماند و هر موجودى فانى شود .
خلاصه اينكه سالك در مقام فنا ، از هرچيز غيرحق فانى مىشود و حتى از فنا هم فانى مىشود تا قابليت بقاى به حق را پيدا كند . مولوى از داستان رفتن عاشق به منزل معشوق و عدم اجازه او بدليل انانيت و سپس بار يافتن با رفع انانيت در اثبات مقام فنا استفاده مىكند . وقتى درب منزل معشوق را زد صدا آمد : كيست ؟
گفت من ، گفتش برو هنگام نيست * بر چنين خوانى مقام خام نيست
خام را جز آتش هجر و فراق * كه پزد ، كه وارهاند از نفاق
چون تويى تو ، هنوز از تو نرفت * سوختن بايد تو را در نار تفت
عاشق بيچاره با رياضت فراوان انانيت خويش را ذوب كرد و دوباره درب خانه معشوق را به صاد درآورد :
بانگ زد يارش كه بر در كيست آن * گفت بر در هم تويى اى دلستان
گفت : اكنون چون منى اى من درآى * نيتس گُنجاى دو من در يك سرا « 2 »
هامش
( 1 ) . امالى طوسى ، ج 2 ، ص 454 و نهج البلاغه ، حكمت 111 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 3062 و 3063 .