باب قبض
قال اللّه عز و جل :
ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً .
« 1 » سپس به سوى خدا برگرفتيم او را گرفتنى آرامآرام .
ضمير « هو » در اين آيه به
« مَدَّ الظِّلَّ »
برمىگيرد .
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »
كه اگر به ظاهر حمل كنيم معنايش آن است كه خداوند سايه را پس از گسترانيدن جمع مىكند ، اما اگر به باطن حمل كنيم به معناى اسقاط رسوم و وسائط از اولياى الهى است و اختصاص دادن و برگزيدن او براى خود است ، به طورى كه استشهاد خواجه بزرگوار از اين آيه همين معناست .
تعريف قبض
القبض فى هذا الباب اسم يشار به الى مقام الضنائن الذين ادّخرهم الحق اصطناعا لنفسه .
و هم على ثلاث فرق
قبض ، در اين باب به مقام ضنائن يعنى كسانى كه حق تعالى براى خودش برگزيده است اشاره مىشود .
بنابراين قبض در اين باب به معناى برگزيدن است و اين غير از آن قبض است كه در مقابل بسط قرار مىگيرد و در اصطلاح عرفانى هر دو از احوال سالك به حساب مىآيند .
قبض در واقع حالى است كه از خوف ناشى مىشود و سالك را دچار گرفتگى و انقباض مىكند . بسط هم حالى است كه از رجاء ناشى مىشود و قلب سالك را نشاط و گستردگى مىبخشد . به قول مولوى :
پس مجاهد را زمانى بسط دل * يك زمانى قبض و درد و غشّ و غلّ « 2 »
قبض به معناى برگزيدن كه مراد خواجهء بزرگوار است به سه گروه تقسيم مىشود :
هامش
( 1 ) . فرقان / 46 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر دوم ، بيت 2961 .