تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
متقابلا ، معشوق هم به سوى عاشق مىشتابد . به قول مولوى :
دلبران را دل اسير بيدلان * جمل معشوقان شكار عاشقان هركه عاشق ديديش معشوق دان * كو به نسبت هست هم اين و هم آن تشنگان گر آب جويند در جهان * آب هم جويد به عالم تشنگان « 1 »

2 . حياة الثانية :

حياة الجمع من موت التفرقة . و لها ثلاثة أنفاس : نفس الاضطرار ، و نفس الافتقار ، و نفس الافتخار . حيات دوم : حيات جمع از مرگ تفرقه است ؛ يعنى حياتى كه براى قلب در سير و سلوك از جهت توجه و صحت قصد به سوى خداى متعال حاصل مىشود و سالك را از مرگ تفرقه كه پريشان خاطرى و دل مشغولىهاى بيهوده است ، نجات مىدهد . و براى اين حيات سه نفس قابل فرض است . الف ) نفس اضطرار نفس اضطرار در اوايل سير و سلوك است و آن انقطاع آرزوها و دلبستگىها از ما سوى اللّه است . در اين حال بنده خود را مضطر مىبيند و به خدا پناه مىبرد و فرياد :
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ »
« 2 » سر مىدهد و خواهان انوار هدايت الهى است . ب ) نفس افتقار نفس افتقار در وسط سلوك است و آن فوق اضطرار است ، زيرا نفس اضطرار از خلق مىبرد ، ولى نفس افتقار ، علاوه بر بريدن از خلق ، پيوستن به حق است . و همچنين نفس اضطرار ماسوى الله را عدم مىبيند ، درحالىكه نفس افتقار در همه جا و همه‌چيز ، حق را مىبيند . ج ) نفس افتخار نفس افتخار شهود تجليات جزئى است ؛ يعنى اسماء الهى در بندهء سالك محقق مىشود و اين موجب افتخار اوست كه به صفات خداى متعال ملبّس مىشود . و اصلا
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1739 تا 1741 . ( 2 ) . نمل / 62 .
منازل السائرين ( فارسى ) — صفحة 492 | اسماعيل منصورى لاريجانى / عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )