تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
آن زمان كين جان حيوانى نماند * جان باقى بايدت برجا نشاند ؟ « 1 »
وقتى كه دست و پاس تو متلاشى شد ، آيا پر و بالى دارى كه روح تو را به پرواز آورد ؟ آيا وقتى اين نفس دنيوى پايان يافت ، جانى باقى و ابدى دارى كه جان آن قرار دهى ؟
شرط من جا بالحسن نه كردن است * اين حسن را سوى حضرت بردن است « 2 »
يعنى حق تعالى نفرمود : من فعل الحسنه . بلكه فرمود :
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ »
« 3 » . زيرا بردن عمل به بارگاه الهى مهم است . چه‌بسا كارهاى نيكى كه از انسان سر مىزند ، اما آن را به بارگاه حضرت حق نمىرساند ، بلكه با عمل زشت آن را به سرقت دزدان هوس و تمايلات نفسانى مىدهد . همچنين قبض اوليا را نشانه و علامتى است و آن جذبهء شديد و دلبردگى مريد است ، هركه اين نشانه در خويش يافت ، شكر نعمتش واجب گردد . غم و اندوه عرفانى هم علامت دل‌بردگى است ، كه سالك دلداده را به فرياد مىآورد . به قول حافظ :
من از دست غمت مشكل برم جان * ولى دل را تو آسان بردى از من
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر دوم ، بيت 942 و 943 . ( 2 ) . مثنوى دفتر دوم ، بيت 944 . ( 3 ) . انعام / 160 .