باب حيات
قال الله عز و جل :
« أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ »
« 1 » آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم .
استشهاد خواجهء بزرگوار به اين آيه بيان اسم حيات است كه به سه چيز اشاره دارد .
1 . الحياة الاولى :
حياة العلم من موت الجهل و لها ثلاثة أنفاس : نفس الخوف ، و نفس الرجاء و نفس المحبة .
حيات علم از مرگ جهل و نادانى است . زيرا به واسطهء علم ، دل زنده مىشود و در طلب حق حركت مىكند و حركت از مختصات حيات است همانطورى كه جهل از لوازم مرگ و سكون است . براى حيات علمى سه نفس قابل فرض است :
الف ) نفس خوف
كه به علم معاد و وعيد و تهديد و ترساندن از عذاب و كيفر الهى تعلق مىگيرد .
ب ) نفس اميد
كه به وعده و ترغيب به بهشت و انواع پاداش و قرب و لقاى الهى مربوط مىشود .
ج ) نفس محبت
كه به عنايت و محبت الهى تعلق مىگيرد . آياتى چون :
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ .
« 2 » خدا آنها را بسيار دوست دارد و آنها نيز خدا را دوست دارند .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ .
« 3 » آنها كه اهل ايمانند كمال محبت را مخصوص خدا دارند .
به اين معنا دلالت دارند ، يعنى خداوند متعال علاقه و محبت خود را به بندگانى كه او را دوست دارند به نحوى نشان مىدهد و در واقع حبّ و علاقه طرفينى مىشود ، يعنى جاده عشق و عاشقى يك طرفه نيست بلكه همانگونه كه عاشق محتاج معشوق است
هامش
( 1 ) . انعام / 122 .
( 2 ) . مائده / 54 .
( 3 ) . بقره / 165 .