به درستى كه در ايام زندگى شما نسيمهاى رحمتى از جانب خدا وجود دارد ، آگاه باشيد كه خويش را در معرض آن قرار دهيد .
و نيز در حق اويس قرنى كه از اصحاب بزرگوار رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله است فرمودهاند :
انى لأجد نفس الرحمان من قبل اليمن .
« 1 » همانا من نفس رحمانى را دور تر از يمن مىيابم .
در حالىكه اويسقرنى در يمن متوطن بود و نسيم حق از آن جانب به مشام حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و إله مىرسيد . البته در بعضى از منابع به جاى « لاجد » ، « لاشم » به معنى استشمام مىكنم ، ضبط شده است . مثلا در كتاب احياء العلوم غزالى ، « انى لاشم نفس الرحمان من اليمن » آمده است :
بر مشامم بوى رحمان مىرسد * نفخهاى از كوى جانان مىرسد
گرچه باشد در يمن يارم اويس * در مدينه بوى او آيد به حس
هركه دل را محفل دلدار كرد * نور حسها را به هم هموار كرد
مىشود بىقيد ديدن ديدهاش * در خدا جولان زند انديشهاش « 2 »
همچنين است حضرت يعقوب كه بوى حضرت حق را از پيراهن استنشاق كرد و چشم نابيناى او بينا گشت . لذا ذر قرآن مىخوانيم كه يوسف به برادران خويش مىگويد :
اذهبوا بقميى هذا فالقوه على وجه ابى يأت بصيرا . « 3 » پيراهنم را ببريد و بر صورت پدرم افكند تا بينايى خود را به دست آورد .
تا كه آن بو جاذب جانت شود * تا كه آن بو نور چشمانت شود
چشم نابينات را بينا كند * سينهات را سينهء سينا كند
گفت يوسف ابن يعقوب نبى * بهر بو القوا على وجه ابى « 4 »
حصول كشف از طريق ديدن و شنيدن
در اينباره داستان حارثه يا زيد بن حارثه در كتاب شريف كافى از حضرت امام صادق عليه السّلام ضرب المثل است . به طورى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بعد از نماز صبح نظرش به
هامش
( 1 ) . كشف الغمه فى معرفة الائمه ، ج 1 ، ص 261 .
( 2 ) . از نگارنده .
( 3 ) . يوسف / 93 .
( 4 ) . مثنوى ، دفتر دوم ، بيت 3233 و 3234 .