باب مشاهده
قال الله عز و جل :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ .
« 1 » در اين تذكرى است براى آنكس كه عقل دارد يا گوش جان دارد ، درحالىكه شهيد باشد .
استشهاد خواجهء بزرگوار در اين آيه به « هو شهيد » آن است ، زيرا شهيد به معناى شاهد مىآيد ؛ مانند نديم كه به معناى منادم است .
تعريف مشاهده :
المشاهده سقوط الحجاب ، و هى فوق المكاشفه ، لآن المكاشفة ولاية النعت ، و فيها شىء من بقاء الرّسم ، و المشاهدة ولاية العين و الذات .
مشاهده ، سقوط حجاب به طور كلى است و آن فوق مكاشفه است ، زيرا مكاشفه ، ولايت صفات الهى است و در آن آثارى از رسم و تلوين وجود دارد ، ولى مشاهده ، ولايت ذات و عين است كه در واقع همان عين ثابت است ، نه ذات حق تعالى ، زيرا ذات حق غيب الغيوب است و شايد هم آثار و احكام اسماى ذات باشد ، در مقابل اسماى صفات .
مشاهده را سه درجه است :
و هو على ثلاث درجات :
الدرجه الأولى :
مشاهدة معرفة تجرى فوق حدود العلم فى لوائح نور الوجود منيخه بفناء الجمع .
درجهء اول : مشاهده ، معرفتى است كه فوق علم در پرتوهاى نور وجود جارى مىشود و سالك شاهد ، در ساحت و عرصهء حضرت جمع منزل مىگيرد ، در اينجا خواجهء بزرگوار سالك شاهد را مسافرى مىداند كه بر مركب نورى سوار مىشود و در حضرت
هامش
( 1 ) . ق / 37 .