گيرد و سپس از ميوههاى شيرين تغذيه كند و راه پروردگارتان را به اطاعت بپويد ، آنگاه از درون او شربت شيرينى به رنگهاى مختلف بيرون آيد كه در آن ، شفاى مردم است . در اين كار نيز آيت قدرت خدا براى انديشمندان ، روشن است .
بنابراين حكمت عسلسازى زنبور عسل ناشى از الهام الهى است كه به شرط اطاعت پاك و خالصانه و سلوك ، عاشقانه به زنبور مىدهد ، به قول مولوى :
آنچه حق آموخت مر زنبور را * آن نباشد شير را و گور را
خانهها سازد پر از حلوالى تر * حق برو آن علم را بگشاد در « 1 »
در اينجا مولوى مثالى ديگر مىزند :
آنچه حق آموخت كرم پيله را * هيچ پيلى داند آنگون حيله را ؟ « 2 »
يعنى آن چيزى كه خداوند متعال به كرم پيله آموخت ، آيا هيچ فيلى مىتواند هنر و دانش كرمپيله را بداند ؟ اين بيت در مقام استفهام انكارى است ، يعنى مسلما فيل ا ز دانستن هنر كرمپيله عاجز است . همچنين مىگويد :
آدم خاكى ز حق آموخت علم * تا به هفتم آسمان افروخت علم « 3 »
كه اين بيت اشاره به آيهء
« عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 4 » دارد ، يعنى انسانى كه از خاك برخاسته است علم را از حق تعالى آموخت تا اينكه توانست آسمان ه فتم را با نور خود روشن كند .
قطرهء دل را يكى گوهر فتاد * كان به درياها و گردونها نداد « 5 »
يعنى دل ما قطرهاى كوچك است ، گوهرى دارد كه آن را خداوند به درياها و آسمانها نداده است . اين گوهر در واقع همان شناخت اسرار الهى است كه آدمى مىتواند خدا را بشناسد و مظهر اسماء و صفات او گردد .
در واقع اين بيت اشاره دارد به آيهء امانت در قرآن كه فرمود :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1009 و 1010 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1011 .
( 3 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1012 .
( 4 ) . بقره / 30 .
( 5 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1017 .