قادر به دفع كامل آن نيستند ، به اين دليل معيار محاسبه را كردار و گفتار قرار داد . هركس به ميزان هواهايش در حريم شيطان است و شيطان و جنودش با حربهء خطرناك وسوسه به جنگ انسان مىآيد .
در آينهء تهذيب ، نفس خود عيان ديدم * ميلش به بديها را بيش از دگران ديدم
جويا شدهام آخر اين ميل پليد از كيست * ناگه به درون دل ، ابليس نهان ديدم
گفتم ز چه در نفسم منزل بگزيدى تو * گفتا كه هوى در تو بيش از همگان ديدم « 1 »
خواجه بزرگوار در مقام محاسبه مىگويد : و انما يسئلك طريق المحاسبة بعد العزيمة على عقد التوبه . مقام محاسبه ، بعد از عزم بر عقد توبه است زيرا عقد به معناى عهد است :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
« 2 » اى اهل ايمان به عهد و پيمان وفا كنيد .
اركان عزيمت
عزيمت را سه ركن است :
الف ) أحدها : تقيس بين نعمته و جنايتك و هذا يشق على من ليس له ثلاثة اشياء : نور الحكمه ، و سوء الظن بالنفس ، و تمييز النعمة من الفتنة .
ركن اول اينكه بين نعمت حق تعالى و گناه خودش مقايسه كند ، و اين مقايسه براى كسى كه فاقد نور حكمت و سوءظن به نفس خود باشد مشكل است مخصوصا اگر قادر نباشد نعمت حق تعالى را با نعمتى كه منظور آن آزمايش و استدراج است تشخيص دهد .
نور حكمت در اين جا حكمت احكام شرعى و تحصيل علم ظاهرى است . و سوءظ ن به نفس يعنى هرگز به نفس خود اعتماد نكند و به خيرخواى او كاملا مطمئن نباشد . تشخيص نعمت حق تعالى از فتنه بدين معنى است كه گاهى نعمت حق تعالى از باب احسان است و گاهى منظور حق تعالى از دادن نعمت امتحان و آزمايش بندگان است .
ب ) الثانى : ان تميّز ما للحق عليك ممّا لك اومنك ، فتعلم أن الجناية عليك حجة ، و الطاعة عليك منة ، و الحكم حجة ما هى لكم معذرة .
هامش
( 1 ) . از نگارنده .
( 2 ) . مائده / 1 .