من و دل گر فنا شويم چه باك * غرض اندر ميان سلامت اوست « 1 »
بنابراين سه درجه ايثارى كه در اينجا بيان شد در بين تمامى درجات ، اين باب از موقعيت و مرتبه بالاترى برخوردار است ؛ زيرا وقتى ما به سيرهء اهل بيت نگاه مىكنيم ، يكى از برجستهترين صفات آنها ايثار بوده است على الخصوص اينكه آن را در خفا و پنهانى انجام مىدادند و هرچه ايثار مىكردند در كمال خضوع و خشوع منكر مىشدند .
روزى يكى از ياران امام سجدا عليه السّلام به ايشان گفت : اى پسر رسول خدا ، پيمانهاى را كه برمىداريد در حد توانتان برداريد ، زيرا شانههايتان خميده گشته است .
امام سجاد عليه السّلام پاسخ فرمودند : آنچه در انبان ما مىريزند و مىبريم از آن ما نيست بلكه از طرف خداوند عزّ و جل است .
آنچنان با شور ايثار مىكرند كه خودى نمىديدند . خوشا آنان كه بذر ايثار را در اين دنيا مىكارند و نتيجه آن را در آخرت درو مىكنند .
مژده وصل تو كو كز سرجان برخيزم * طاير قدسم و از دام جهان برخيزم
به ولاى تو كه گر بندهء خويشم خوانى * از سر خواجگى كون و مكان برخيزم « 2 »
توضيحى در ارتباط با نيت ؛
يكى از مواردى كه در اكثر آيات به آن اشاره شده است « نيت » مىباشد و بيتشر آياتى كه تكيه بر نيت دارند مربوط به موارد خاصى هستند كه انسان در آنها به لغزش نزديكتر است ، زيرا گمان مىكند اگر اين امور را در راه غيررضاى خداوند هم انجام دهد ، باز باارزش است . يكى از اين موارد هجرت است ، عدهاى در شاريط سخت و طاقتفرسا به خاطر اسلام ، خانه و زندگى و اموال خود را در مدينه رها كرده به مكه مهاجرت كردند .
بعد از اين فداكارى در ميان مسلمانان از احترام ويژهاى برخوردار شدند و اين عمل آنها ارزش اخلاقى بالايى داشت . ولى كسانى هم بودند كه بعد از قوت اسلام ، پيروزى مسلمانان را پيشبينى كردند و از روى انگيزههاى غيرخدايى و به خاطر منافع مادى از مدينه مهاجرت كردند . از اينرو در مورد هجرت ، قرآن تأكيد ويژهاى روى نيت خاص و الهى دارد و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . حافظ .
( 2 ) . حافظ .