و قوة الصبر : نيرو و قوت صبر داشتن .
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر * آرى شود و ليك به خون جگر شود « 1 »
الدرجة الثالثة :
ايثار ايثار اللّه ، فانّ الخوض فى الايثار دعوى فى الملك ، ثمّ ترك شهود رؤيتك ايثار اللّه ، ثمّ غيبتك عن التّرك . گذشتن از ايثار خداى تعالى ( ايثار خود را ايثار حق تعالى مىبيند و براين اساس از آنچه به خود نسبت مىدهد ، مىگذرد ) در نظر گرفتن ايثار براى خود ادعاى مالكيت است ( پس از اين گذشت ) بايد حتى ديدن ايثار حق را نيز رها كنى و پس از آن بايد ترك كردن را هم ترك كنى . بدينسبب است كه سيد العاشقين حضرت امام خمينى قدّس سرّه مىفرمايند : اساس تكامل در عالم بر ترك است .
درجهء سوم آن است كه ايثار حق تعالى را ايثار مىنامند . زيرا فرورفتن در ايثار خود ، متضمن مالكيت آن است و اين عيب و نقصان مىباشد . در روايات آمده است كه امام حسين عليه السّلام خطاب به مردم فرمودند :
من كان باذلا فينا مهجته و موطّنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا فانّى راحل مصبحا ان شاء الله .
هركس از صميم دل ، خويش را در راه ما مىبخشد با ما بيايد .
و در نهايت ياران خويش را ستودند كه :
فانى لا اعلم لى اصحابا اوفى و لا خيرا .
من ياورانى بهتر از يارن خود نمىشناسم . « 2 »
كه اين همان فناى سالار شهيدان در خداست .
درجه سوم ايثار نيز سه جزء دارد :
الف ) فرورفتن در ايثار خود
ب ) ترك شهود : هنگامى كه ايثار مىكند و لذتش را شهود مىكند ، اين رؤيت شهود لذت ايثار را نيز ترك كند .
ج ) غائب شدن از ترك .
به قول حافظ :
دل سراپردهء محبت اوست * ديده آئينهدار طلعت اوست
هامش
( 1 ) . حافظ .
( 2 ) . بر همهء لهوف سيد بن طاووس ، ص 135 .