است ، باران هم در مقابل به جاى اينكه به جوانه زدن و رشد و بالندگى و سرسبزى آن كمك كند ، يكباره آن را مىشويد ، بيرون مىريزد و از بين مىبرد . كه ديگر آنجا نه تنها جاى پرورش و سبز شدن نيست بلكه جاى ماندنش هم نيست . از اين كار هيچچيز عايد انسان نمىشود ، و آن بذرى هم كه افشانده از بين مىرود .
در مقابل اين افراد رياكار ، خداوند دربارهء مومنين مثلا ديگرى مىزند و مىفرمايد :
وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ .
« 1 »
و حكايت آن كسانى كه اموال خود را در جستجوى خشنودى خداوند و استوار كردن دلهاى خويش انفاق كنند مانند باغى است بر تپهاى بلند كه رگبارى تند بر آن ببارد پس ثمراتش دو چندان آورد و اگر نرسد به آن باران تند ، پس بارانى ملايم و خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست .
بنابراين ملاك ارزش عمل « نيت » است و رشد يا سقوط عمل به خدايى يا شيطانى بودن نيت بستگى دارد .
و قال على عليه السّلام فى مدح الانصار :
هم و الله ربّوا الاسلام كما يربّى الفلو مع غنائهم بايديهم السباط و السنتهم السلاط .
« 2 »
سوگند به خدا ، ايشان با توانگريشان اسلام را تربيت و پرورش نمودند همچنان كه كره اسب از شير گرفته شده .
هامش
( 1 ) . بقره / 265 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، حكمت 457 .