الدرجة الثانية :
ايثار رضا اللّه تعالى على رضا غيره ، و ان عظمت فيه المحن و ثقلت به المؤن ، و ضعف عنه الطّول و البدن . درجه دوم ايثار آن است كه عبد سالك رضاى حق را بر رضاى غيرحق ترجيح مىدهد . اگر چه در اين راه سختىها عظيم شود و بار بلاها سنگين گردد و از آن ايثار تاب و توان او ضعيف گردد .
درجه دوم ايثار نيز سه جزء دارد :
1 . رضاى خدا را بر رضاى ما سوى الله ترجيح دهد . يعنى هيچ مانعى از جمله نفس سركش باعث منع او بر رضاى خدا نشود .
2 . عبد سالك در راهى كه ايثار مىكند ، رضاى خدا را بر غير او ترجيح دهد و بلاها و سختىهاى بزرگ را تحمل كند .
3 . به خاطر رضاى خدا ولو در تنگدستى ، با طيب خاطر و آسودگى خيال ايثار كند .
امام حسين عليه السّلام مىفرمايند :
خدايا مصيبتهايى را كه تحمل مىكنم ، اگر تو راضى هستى مرا باكى نيست .
و يستطاع هذا بثلاثة أشياء : بطلب العود ، و حسن الاسلام و قوّة الصّبر .
و اين مرتبه به سه چيز آسان مىشود ؛ ميل به بازگشت به سوى خدا ، تسليم نيكو در برابر خدا شدن ، نيروى صبر .
بطلب العود ، ميل بازگشت به خدا و معادپذيرى .
اعتقاد به عالم معاد ، تا با اين اعتقاد هرچه از ايثار مىتواند دريغ نكند ، تا به حساب او در معاد نوشته شود .
مولا على عليه السّلام مىفرمايد : بهترين انيس ، قرآن ، بهترين زاد و توشه براى آخرت ، تقوى و بهترين عبرت ، مرگ است .
حضرت حافظ مىفرمايد :
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد * يا تن رسد به جانان ، يا جان ز تن برآيد
بگشاى تربتم را بعد از وفات و بنگر * كز آتش درونم دود از كفن برآيد
و حسن الاسلام : تسليم محض شدن در برابر خدا به زيباترين وجه ممكن .