شده شادى نكنيد كه خدا هيچ متكبر خودستايى را دوست ندارد .
امام على عليه السّلام مىفرمايند همهء زهد در دو قسمت از قرآن خلاصه مىشود و آن همين آيه است و اين « استواء حال » در مقام زهد ، جزئى از درجه دوم مقام رضاست .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
اذا احب الله عبدا ابتلاه فان صبر اجتباه فان رضى اصطفاء .
« 1 » وقتى خدا بندهاى را دوست بدارد ، او را مبتلا مىسازد و اگر صبر كند او را اختيار مىكند و اگر به آنچه خدا پيش مىآورد رضايت داشته باشد او را بر مىگزيند .
خداوند بندهاى را كه دوست دارد مبتلايش مىكند يعنى مورد امتحان قرار مىدهد .
يكى را با خوشى ، ديگرى را با ناخوشى يكى را با مقروض كردن ، هر بندهاى را به گونهاى ، پير را به شكلى جوان را به شكل ديگر ، زن را به نحوى ، مرد را به نحو ديگر امتحان مىكند . هر فردى ابزار امتحان خاص خودش را دارد .
اگر اهل صبر بود خداوند انتخابش مىكند . علامتزده مىشود ؛ و شاخص مىگردد ، و تحت نظر ويژهء الهى قرار مىگيرد .
فان رضى اصطفاه . اگر اهل رضا بود برگزيده مىشود .
تفاوت اجتبا و اصطفا اين است كه خداوند به افراد مجتبى ، « فادخلى فى عبادى » مىگويد و آنها كه مصطفى شدند « فادخلى جنتى » گويد يعنى خداوند يك شهر عباد دارد كه وراى آن آبادى ديگرى نيست . آنجا شهر الله است . و بهشت خدا : جنتى ، بهشت رضوان است . آنهايى كه به مقام رضا رسيدهاند مصطفى مىشوند و بدان جايگاه نائل مىگردند لذا درجهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مصطفى است . مولى على عليه السّلام مرتضى است . مرتضى هم مصطفى و هم مجتبى است . بدين واسطه است كه قرآن كريم مىگويد :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ .
« 2 » هر پيامبرى را بر مقتضا و استعداد ذاتى قومى مىفرستيم .
از بين اقوام ، بهانهگيرترين قوم ، بنى اسرائيل بودند . اما حضرت موسى عليه السّلام آنها را يك نفرين هم نكرد . از طرفى در سرگذشت حضرت يونس عليه السّلام مىخوانيم كه بعد از سى و سه سال تبليغ وقتى حضرت ديد جز دو نفر كسى ايمان نمىآورد و علاوهبر تكذيب در
هامش
( 1 ) . مسكن الفواد عند فقد الاحبه و الاولاد ، ص 84 .
( 2 ) . ابراهيم / 4 .