گرفتهاند و آنها را دوست دارند آنگونه كه خدا را دوست دارند و كسانى كه ايمان آوردند شديدترين محبت در جانشان محبت خداست .
دومين شرط اينكه خدا بالاترين موجود براى تعظيم باشد . در مقابل هيچچيز جز خدا نبايد گردن خم كنيم . تعظيم به معنى بزرگ داشتن است . خدا را بزرگ ببين . لذا على عليه السّلام در وصف متقين مىفرمايد :
عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعينهم .
« 1 » خالق در روح و جانشان عظمت يافته و مادون او در نظرشان كوچك جلوه كرده .
كسى كه خدا در چشم دل او بزرگ جلوه كند ، غير او را كوچك مىبيند . اگر مىبينى همهچيز در چشمت بزرگ است ، نشانهء اين است كه خدا در نظرت كوچك است .
مىخواهى بدانى خدا در چشم جانت چه اندازه عزيز و بزرگ است ، ببين غيرخدا چقدر در ديدهات خوار و حقير است . چه حد مىتوانى از اسارت امورى كه ارزش موهوم دنيايى دارند خارج شوى . قدرت ، ثروت ، جوانى همه موهومند زيرا در نفس انسان بقا ندارند و در حقيقت هستى فانى مىباشند .
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ .
« 2 » همهچيز در معرض فناست و تنها وجه پروردگارت كه داراى جلال و كرامت است باقى است .
اين مسألهاى است كه بايد توجه كرد . گاهى سكر قدرت و ثروت و . . . آنچنان انسان را مىگيرد كه انسان خيال مىكند اين امور اصالت و بقا دارند و لذا از ياد خدا غافل مىشود و خداوند مىفرمايد :
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى
أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى .
« 3 » اگر انسان احساس بىنيازى كند طغيان مىكند .
خطبههايى كه امام حسين عليه السّلام در روز عاشورا خواندند حتى دل سنگ عمر بن سعد را هم نرم كرد . امام از او پرسيدند : به چه انگيزهاى مىخواهيد مرا بكشيد ؟ گناه من چيست ؟
پاسخ داد : تو هيچ گناهى ندارى ، من تشنه قدرتم . من تشنهء انعامى هستم كه عبيد الله وعده داده ، من عاشق ملك رى هستم .
گاهى انسان آنچنان دچار غفلت مىشود كه حق و باطل و حتى مصالح خود را
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 121 .
( 2 ) . الرحمن / 26 و 27 .
( 3 ) . علق / 6 و 7 .