متعدد ذكر شده است :
وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ .
« 1 » و چقدر بهتر بود اگر آنها به آنچه خدا و رسول به آنها عطا كردند راضى بودند .
رضاى بنده از خدا ، آن است كه نسبت به قضاى الهى كراهتى به دل راه ندهد . رضاى خدا از بنده آن است كه ببيند بنده از دستور او پيروى و از منهى او كنارهگيرى مىكند .
مرحوم علامه طباطبايى تعبير زيبايى در اين مورد دارد مىفرمايد : رضا ارمغانى است كه در موجود ذى شعور و با اراده يافت مىشود و واژهء مقابل آن سخط و غضب است و هر دو امر وجودى هستند . رضا به فعل و وصف تعلق مىگيرد نه به ذات . و اگر متعلق به ذات باشد منظور از آن وصف و فعل است .
و الرضا اسم للوقوف الصّادق ، حيث ما وقف العبد لا يلتمس متقدّما و لا متأخّرا و لا يستزيد مزيدا ، و لا يستبدل حالا ، و هو من اوائل مسالك اهل الخصوص و أشقّها على العامّة . رضا نامى است براى اطمينان صادقانه ، اطمينانى كه با آن در وجود عبد نه تقاضايى از قبل باشد نه از بعد ، و نه طلب افزايش چيزى را داشته باشد و نه تقاضاى تبديل حالش را داشته باشد و اين مقام از مقامات ابتدايى اهل خصوص است و سختترين آنها براى عامه .
رضا ، نشانى است ، علامتى است براى درك واقعى ، يافتن حقيقى مقام و جايگاهى كه عبد در آن قرار گرفته است . يكى از ويژگىهاى مقام رضا اين است كه موقعيتشناسى مىكند كه ما در كدامين منزل هستيم ؟ آيا اصلا در منزلى هستيم ؟ آيا اهل سير و سلوك و سفر هستيم .
و نشان اين مقام اين است كه عبد سالك هيچ التماس نمىكند ، نه پستتر از مقامى كه هست نه پيشتر از آن ، هيچ نمىخواهد . نه افزون خواهى دارد ، نه طلب تحول حال مىكند . تسليم محض خداوند است و از آنچه كه خدا نصيبش كرده در كمال رضايت است .
درك چنين حالى اوائل سير و سلوك خواص و سختترين منزل براى عوام است .
زيرا نفس عوام در مواجههء با امور ، اگر ذى نفع باشد شادمان مىشود و اگر متضرر شود به
هامش
( 1 ) . توبه / 59 .