همهچيز اعتراض مىكند . براى چنين نفسى بسيار سخت است كه تسليم خدا شود .
حقيقت وقوف صادق اين است كه ، انسان ازرادة محبوب و مقصود را حيقتا درك كند . چون درك مىكند ديگر چيزى نمىخواهد . « رضا بقضائك » :
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ .
« 1 »
از بايزيد بسطامى پرسيدند : « ما تريد ؟ » يعنى تو چه مىخواهى او در پاسخ گفت :
« اريد ان لا اريد » ؛ مىخواهم كه نخواهم ، اين وقوف صادق در مقام رضاست .
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى :
رضا العامّة و هو الرّضا بالله ربّا ، و بسخط عبادة ما دونه ، و هذا قطب رحى الاسلام و هو يطهّر من الشرك الاكبر . رضاى عامه و آن رضايت از ربوبيت الهى در ازاى عدم عبوديت غير اوست و اين مرتبه قطب آسياب اسلام ، و پاكى از شرك اكبر است .
درجه اول مقام رضا ، رضايت عامه است و آن راضى بودن از خدا ، با ناخشنود بودن از بندگى غير اوست . انسان زمانى مىتواند از خدا خشنود باشد كه از بند اغيار خارج و از همهچيز فارغ شود . اين مقام رضا ، قطب آسياب اسلام است ، اسلام به معناى تسليم است .
لذا ما در مقام تسليم اين دعاى معروف را مىخوانيم : رضيت بالله ربا و بمحمد صلى الله عليه و آله نبيا و بالاسلام دينا و بالقرآن كتابا و بالكعبة قبلة و بعلى وليا و اماما و بالحسن و . . . « 2 » رضايت مىدهم به ربوبيت الهى و به دين اسلام و نبوت محمد صلى الله عليه و آله و به كتاب قرآن و به كعبه به عنوان قبله ، و به ولايت و امامت امير المومنين على عليه السّلام و به حسن عليه السّلام و . . .
بر آستانهء تسليم سر بنه حافظ * كه گر ستيزهكنى ، روزگار بستيزد
انسان هنگامى كه به مقام رضا رسيد همهچيز را در هستى هماهنگ مىبيند ، همهچيز را يك جريان يك سويه در عالم هستى مىداند . ديگر تزاحم ، تضاد و تعارض در آن مشاهده نمىشود و همهچيز همگون و همسو با يكديگر به سمت مقصد اعلى در
هامش
( 1 ) . تكوير / 9 .
( 2 ) . مفاتيح الجنان ، دعاى رضايت بعد از دعاى عديله .