برو كارگر باش و اميدوار * كه از يأس جز مرگ نامد به بار « 1 »
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اگر ترازو بگذارى و خوف و رجاء مؤمن را وزن كنى شاهين ترازو مساوى است .
اگر جادهاى بايدت مستقيم * ره پارسايان اميد است و بيم « 2 »
حضرت امير عليه السّلام مىفرمايند :
و قد رجوتك دليلا على ذخائر الرحمة و كنوز المغفرة
« 3 » .
خدايا اميد به تو بستم تا راهنمايمن باشى به اندوختههاى آمرزش و گنجينههاى بخشايش .
كنوز جمع كنز به معنى گنج است و مفهوم آن اين است كه با كليد اميد به در خانهء تو
با همه جرمم اميد ، با همه خوفم رجاست * گر درم من مس است لطف شما كيمياست « 4 »
جنس ما مس است ، يك آهن خام هستيم . اما لطف تو كيمياست . به هر حال بايد با تلاش و كوشش اين مس را به خدا عرضه كرد ، تا او از سر لطفش و با كيميايى فيضش مس وجود ما را لايق ساحت جلالش نمايد .
هامش
( 1 ) . ملك الشعراى بهار .
( 2 ) . بوستان سعدى .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 90 .
( 4 ) سعدى ، غزليات .