و لا تترك غير المقصود مأمولا . رغبت اهل حال و آن رغبتى است كه هيچ موردى براى كوشش نيست مگر آن كه صاحب حال آن را به انجام مىرساند و هيچ امرى همت او را ضعيف نمىسازد و هيچ آروزيى غير از طلب مقصود در دل او راه نمىيابد .
رغبت اهل حال رغبتى است كه هرچه كوشش و تلاش مىكند به بذل و بخشش منتهى مىشود حتى حقوق خانواده خودش را بذل و بخشش مىكند . چنانچه قرآن كريم مىفرمايد :
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
« 1 » . انفاق مىكنند درحالىكه خودشان نياز دارند .
هيچ مقصود و غرضى ندارند فقط مىخواهند خدا را ببينند به همين دليل شتابندگان به سوى خيرات هستند . از وجودشان خير و صلاح ريزش مىكند و دل هركس از اغيار خالى باشد شوق انجام خير در او بيشتر است .
إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ .
« 2 »
وصل با دلدار مىبايد مرا * فصل از اغيار مىبايد مرا
چون نىام از اصل خود ببريدهاند * نالههاى زار مىبايد مرا « 3 »
الدرجة الثالثة :
رغبة اهل الشهود و هى تشرف تصحبه تقيّة و تحمله همّة نقية ، لا تبقى معه من التفّرق بقيّة . درجهء سوم ، رغبت اهل شهود است كه باريابى به بارگاه حق تعالى است كه با پرهيزگارى همراه است و آن تشرف ، به وسيلهء يك همت پاك و پيراسته ملازم مىگردد و جاى هيچگونه تفرقه و پريشانى باقى نمىگذارد .
و در اين مقام ، شهود كننده مشرّف به وصل معشوق حقيقى مىشود . در اينجا سالك همت را پاك از تفرقه مىنمايد . در آن حال هيچ شهود كنندهاى جز خداى متعال باقى نمىماند . سالك اگر با همتى پاك و مقصدى روشن صادقانه پرهيزكارى پيشه كند ، از نعمت شهود بهرهمند مىشود ، به نحوى كه خود او هم انتظار آن نعمت را ندارد .
لذا قرآن كريم مىفرمايد :
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
« 4 » .
هامش
( 1 ) . حشر / 9 .
( 2 ) . انبياء / 90 .
( 3 ) . ديوان اشعار ، ملامحسن فيض كاشانى .
( 4 ) . طلاق / 2 و 3 .