تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام النبوة — صفحة مقدمة 22

مساهمون:

صمقدمة ٢٢
ومبدأ أشياء پنداشته است وگفته است كه بر اثر تخلخل وتكاثف آتش همه چيز پديد مىآيد . أرسطو مبادى أشياء را صورت وعنصر وقدم وعناصر چهارگانه وعنصر پنجمى به نام أثير فرض كرده است . آنكسماندروس ملطى ، نامتناهى را أصل ومبدأ هستى پنداشته است . انبدقليس مهر وكين را أصل پيدايش عالم گمان كرده است ، ديگرى جز آنچه با چشم ديده ويا با گوش شنيده مىشود انكار كرده است . ديمقراط ( دمكريتس ) عقل را مبدع اوّل دانسته است وبا انبدقليس ( امپدكليس ) در مورد نشئه ثاني هم عقيدة بوده ولى در مورد مبدع اوّل با وى خلاف كرده است . فلوطرخس قائل به وجود صور نامتناهى در نزد بارى است . كسنوفانس مبدع اوّل را موجود أزلي دانسته وازليت صورت وهيولا را نفى كرده است . زينون أكبر خداوند وعنصر را دو مبدأ اوّل قرار داده است . انكساغورس در مورد مبدع اوّل با فلوطرخس به مخالفت برخاسته است . انكسمانس ، بارى تعالى را انيت محض دانسته است ونيز مدبر عالم را سكون محض فرض كرده است ولى انبدقليس با وى در اين مورد خلاف كرده وأو را متحرك بنوع سكون انگاشته است . أرسطو وجود هرگونه حركتي را در مورد مبدأ اوّل نفى كرده است . ونيز انكسمانس وسقراط در مورد حق وحكمت خلاف كرده‌اند ، يكى وجود حكمت را قبل از حق وديگرى آن را قائم به حق فرض كرده است . فيثاغورس انطاكى ادراك بارى را از سوى عقل محال شمرده است ونيز عالم را تأليفى از الحان بسيط واعداد روحاني پنداشته است . فلانوس يكى از شاگردان فيثاغورس كه تعاليم وى را در هند