تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 27

مساهمون:

صمقدمه ٢٧
آنكه عدد آنها نظير انحصار مفاهيم وجهات قضايا در وجوب وامكان وامتناع بحصر عقلي تعيين شده است نمىتوان چيزى بر آن افزود ونه از آن كم نمود واين چه ارتباط دارد به مسائلي كه مورد تشاجر ومحل نزاع واقع شده است وهرگز بوعلى علي سينا نفرموده است ، در حكمت هرچه داريم از ارسطوست « 1 » وعقل ما نيز به چيزى ما وراء آنچه أرسطو گفته نرسيده است ، لذا ابن سينا تصريح نموده است كه چون طلاب در عصر ما ، بفلسفهء أرسطو وسبك أو در مباحث تمايل دارند ، ما نخواستيم آنها را از اين راه ( مثلا ) منع نمائيم وگرنه ، نزد ما أصول وقواعدى ديگر نيز هست . اگر كسى أهل فن باشد ، خوب درك مىكند كه شيخ در مقام تقرير مباحث همه‌جا از خود داراى انظار وأفكار اجتهادي است ، ومنشأ اشتباه بعضي ، كه خيال كرده‌اند فلاسفهء اسلام از خود چيز قابل توجهى نياورده‌اند آنست كه أصولا سبك بحث در حكمت إلهي ، وفلسفهء ما وراء طبيعت ، چه شخص باحث ، حكيم مشايى باشد ، يا فيلسوف اشراقي ويا متألّه رواقى ، يك نحو است ؛ مثل اين كه كليهء حكما در صدر مباحث ، وجود را تقسيم نمايند به ممكن وواجب ؛ وممكن را تقسيم نمايند به مجرد ، ومادي ، ومجرد را تقسيم نمايند به مجرد تام وتمام ( ذاتا وفعلا ) ومجرد بحسب
هامش
( 1 ) ابن سينا ، اگر براي خود مرتبه‌يى بالاتر از أرسطو قائل نباشد ، بوجه من الوجوه ، خود را كمتر از وى نمىداند ، واحترام شيخ به أرسطو از اين باب است كه أرسطو در تدوين وتحرير آثار وأفكار متشتت فلسفي حقي عظيم بر دنياي علم دارد ، كيست كه بتواند حكم قطعي در اين باب بدهد وگويد : ابن سينا در جودت فهم ، وتيزى هوش ، كمتر از ارسطوست ، ويا أرسطو بحد أعلى وقابل توجه ، از شيخ الرئيس ، بافهم‌تر ودراك‌تر است ؟ ! بوعلى در همه مسائل عالي حكمت ، بعد از تحرير مسأله بطريق حكماى مشايى ( كه در اين تقرير هم خود ، داراى تصرف عالمانه است ) در بيان اثبات مسأله گاهى چنان جولان فكرى از خود نشان مىدهد كه آدمي يقين مىكند ، شيخ از هيچ دقيقه‌يى فروگذار نمىكند ، شيخ اشراق نيز در حكمت اشراق همين حكم را داراست ، بعد از ذكر مدعا بطريق حكماى اشراق ، در تقرير وتحرير وبيان مقدمات برهان ، وتمهيد زمينه جهت اثبات مدعاى خود ، چنان مسلط بر مطالب طرح شده است كه گويى ، در عالمي محيط بزمان ومكان ، ومشرف بر عالم معرفت متمكن است . مباحث فلسفي در طي قرون متماديه ، در هر قرني از أفكار محققان لونى خاص هر عصر ورنگى مخصوص أفكار عالمانه متصديان تحرير وتقرير وتدريس معارف حكميه گرفته است وأمارات ترقى وتكامل ودر برخى از اعصار علائم جهش در آن مشهود أهل فن است . حكم به اين معنا كه در كليهء ادوار وقرون ، دانشمندان ما ، فقط محرر يا مقرر كلمات حكماى يونان بوده‌اند از انصاف بدور است وبايد قائل باين كلام خيلى نادان وبىاطلاع از علم ومعرفت باشد .