اعتقاد به توحيد كه مبدأ تنوّر در روحست وحبّ باهل اللّه بخصوص ولايت مولاي متقيان وعشق به پاكان « 1 » خود ، از موجبات جذب رحمت حقست كه :
هامش
( 1 ) - برخى از سادهلوحان وبعضي از فضلاى غير متعمّق در مباحث عقلي شفاعت در آخرت را از أمور جزافى دانسته ، آن را محال پنداشته ودر رد قائلان بشفاعت بخيال خود قلمفرسايى نمودهاند وتمام مطالب آنها درست است ، وفقط ، دو اشكال در آن موجود است ، يكى آنكه اين آقايان اطلاع ندارند كه حجر اساسى نيل بدرجات قرب در آخرت عقائد است واعمال در درجه دوم اهميت قرار دارند وعقيدة وايمان در درجهء اوّل اعتقاد به توحيد پايه وأساس همه مراتب قرب وانكار آن أساس بعد از حق است .
لذا از طرق سنّى وشيعي متواتر است كه قائل به توحيد مخلّد در نار نمىماند . ويكى از أمور مسلم در اسلام ، مسأله شفاعت است واگر كسى اسلام را قبول نمايد وبكتب تفسير وبكتب أحاديث وديگر آثار مراجعه نمايد ، قطع حاصل مينمايد كه شفاعت از أموري نيست كه ديگران آن را وارد ، در عقائد وأفكار مسلمين نموده باشند ، واين امر نزد عرفا وموحّدين از حكما از أمور مسلمه است ويكى از موارد بسط رحمت رحمانيه ورحيميهء حق اوّل شفاعت است وايجاد شبهه ووسوسه ، در اين مسأله ، مثل ايجاد وسوسه در أمور بديهي است وچند روايت در شفاعت است كه كليهء فرق آن را از پيغمبر اسلام نقل نمودهاند ودر صدر اسلام نيز شفاعت امرى مسلم بوده است واختلاف در نحوه شفاعت وكيفيت آن واقع شده است نه در أصل شفاعت .
( برخى از آيات وروايات صريح در شفاعت نيست ولى بحسب معنا دلالت بر شفاعت دارد ، مثل طلب آمرزش ملائكة از براي عصات از أهل ايمان وغير اين از موارد كه نگارنده مفصل در آن سخن گفتهام ) .
نگارنده رسالهيى مستقل ومبسوط در مسألهء شفاعت تأليف نمودهام كه در آن از جميع اين شبهات جواب داده شده است ما اين مبحث عالي را نحوى تحرير وتقرير نمودهايم وأو لا أصل مسألهء شفاعت را نحوى طرح كردهايم كه بعد از مراجعهء بآن انسان معتقد ميشود كه اگر شفاعت در اسلام نبود نقصى در كار بود .
ولى بايد توجه داشت كه شفاعت در اسلام ربطى با بعضي از خرافات ندارد ، مثلا در تمام عمر غوطهور در معاصي كبيره باش ومسلم بدار كه أئمة از تو شفاعت خواهند كرد وأصلا طعم عذاب إلهي را نخواهى چشيد ، بايد متوجه بود كه هر عمل بد در نفس اثرى سوزنده -