تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 271

مساهمون:

صمقدمه ٢٧١
حاصل از حركت ، بحسب ذات با اين فعليات متحد ميشود وبحسب قوت ودرجات فعليت عين صورت‌هاى قبلي است وباعتبار آنكه نسبت بصور بعدى قوه است ، عين آن صور است بالقوة ونفس آن صور ميشود بالفعل ولى نه آنكه صور از يكديگر متميز باشند كما ذكرناه مفصلا . شيخ چون تشكيك خاص را منكر است واز طرفي تركيب هيولى وصورت را انضمامى مىداند هميشه در تحولات جوهري مادة را منحاز وجدا از صورت فرض مىكند واز طرفي مادة را چون نفس قوه مىداند از تصور حركت جوهر عاجز ميشود وما گفتيم كه اگر مادة جدا از صورت مرتبه ومقامي را دارا باشد خود فعليت وتحصلى است در مقابل صورت وجدا از آن ناچار هنگام زوال صورت بايد جسم بكليّة وجوده معدوم شود واين از محالات است واز آنجا كه مادة بدون صورت موجود نمىماند واز براي آن تحقق بدون ملازمت با صورت امكان ندارد لذا مادة بدون صورت نه در زماني از أزمنة ونه در آنى از آنات باقي نمىماند چه آنكه معلول بزوال علت معدوم شود لذا كون وفساد محال است وهيولا ومادة در مقام از دست دادن صورت فاسده وقبول صورت كائنه به چه نحو يكى را رها وديگرى را قبول نمايد ودر حالتي كه تعرى آن از صورت نه در آن جائز است ونه در زمان اگر صورت كائنه در آن حاصل شود يعنى تحصل آن دفعي باشد ، اين تكون وتحصل دفعي مجاور تفاسد صور فاسده واقع ميشود وبا در آن تكوين صور لاحقه ، صورت سابقه فاسد شود در هر صورت تشافع حدود ويا تعرّى مادة از صورت مطلقه لازم آيد لذا آنچه كه آقا ميرزا أبو الحسن در مقام مناقشه بر ملا صدرا در اين باب نموده است از شخص متدرب در حكمت صادر نشود كما سيأتي . * « لما كانت الحركة والسّكون ( 1 ) من آثار الطبيعة ، وقد تقرر ان كل ساكن فمن شأنه ان يتحرك ، فالطبيعة اذن متحركة دائما اما بالفعل اما بالقوة ، فهي اذن
أصول المعارف — صفحة مقدمه 271 | الفيض الكاشاني