ميباشند منشأ تقدر زمان نيستند ناچار اقدم الحركات منشأ انتزاع زمان است كه با آن مقدار ساير حركات تقويم مىشود وچون حركت مستديره كه اقدم حركات است در حركت تابع جوهر سيال است كه سريعتر از آن تصور نمىشود منشأ تقدر زمان أصل جوهر طبيعت است وساير حركات وأزمنة تابع اين حركتند با اين فرق كه بعد از حركات وضعيهء تابع اسرع حركات مقدم بر همه حركات ، حركت مكاني است وحركت كيفى وكمي تابع متأخرند از حركت اينى .
واما ساير مقولات عرض مثل اضافه وملك وجده مشهور از حكماء در آنها حركت قائل نيستند بالعرض وبه تبع جوهر متجددند وهر مقولهيى كه بالذات وبحسب وجود متحرك است ، حركت آن تابع حركت جوهر وسيلان آن وابسته بسيلان جوهر است .
بعبارت ديگر ( كما ذكره صدر المحققين في بعض حواشيه وقرره بعض المحققين في حواشي الأسفار ) « 1 » جميع اعراض سيال وروانند فرقى كه هست سيلان وعدم قرار در نحوهء وجود آنها مأخوذ است مثل مقولاتى كه در آنها حركت واقع ميشود يعنى از ناحيهء حركت موجود ميشوند ، ودر برخى از مقولات عدم ثبات در مفهوم آنها ملحوظ است مثل مقولهء فعل وانفعال ومتى وحركت ، وبرخى از أشياء يعنى اعراض داراى وجود أصيل در حاق واقع ونفس واقع نيستند بل كه از حقايق انتزاعي واعتباري هستند ، اين مقولات از باب عدم تحصل ، داراى حظّى ضعيف از وجودند ، ( حتى أضعف از حركت لذا بحث در أصل وجود آنها واقع شده است ) همانطورى كه وجودشان انتزاعي است در تجدد وتغيّر هم ، داراى سهمى وحظّى از سيلان انتزاعي هستند ووقوع اشتداد حاصل در جوهر امكان ندارد منشأ حصول اشتداد واستكمال يا تضعف در انتزاعيات شود لذا محققان گويند اعراض انتزاعي وهيئات ضعيف الوجود قبول شدت وضعف ننمايند ، لذا اشتداد وتضعف در جوهر
هامش
( 1 ) - آخوند نوري وملا إسماعيل أصفهاني وحكيم سبزوارى