تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 183

مساهمون:

صمقدمه ١٨٣
( كيف ما ) موضوع حركت واقع ميشود ودر حركت در كيف - مثلا - آنچه كه متوارد بر صورت ميشود از افراد مقولهء كيف ، هر فردى مخالف با فرد حاصل قبل از خود ميباشد يعنى موضوع حركت صورت است با كيف ما ، نه صورت مطلقه وگرنه بايد حركت در كيف حاصل نگردد . چون حركت متصل واحد است ودر متصل واحد قبول انقسامات بالقوة متصور است ، حدود غير متناهية در يك جود اشتدادى موجود است ولى نه بالفعل بل كه بالقوة . ونيز بايد توجه داشت كه حركت تغير حال مقولهء معين نمىباشد ، مثلا - سفيدى - واحد با حفظ وحدت اشتداد ندارد ونفس سپيدى موضوع حركت نيست بل كه موضوع حركت سپيد است يعنى جسم با فردى از افراد سپيدى كه در حال تبدل است وموضوع دائما به فردى از سپيدى در حركت متصف است كه وجود لاحق غير از وجود سابق است . مثلا جوهري نامى در مقام قبول تبدل كمي هنگام تبدل مقادير ، جسم نامى بحسب شخص متبدل ومتغير است ولى جوهر وذات آن يعنى جوهر نامى باقي است فهو بما هو جسم طبيعي مطلق شخصيت آن هنگام نموّ وذبول منعدم شده است ولى از آن جهت كه جسم طبيعي نامى است باقي است وقبول عدم ننموده است نه شخص آن معدوم شده است ونه جزء آن منعدم گرديده است چون جزء آن مطلق جسميت است ومطلق جسميت به نحو اتصال محفوظ است در ضمن يكى از افراد . در ذات حيوان نيز اين امر صادق است چه آنكه در مقام حركت در جوهر وذات حيوان ، ما دامى كه جوهر حساس ونفس حساس موجود است تبدلات در خصوصيات مانع وقوع اشتداد در ذات حيوان نمىباشد چون مادة مبهمه هميشه بصورت حساس وطبيعت ونفس حساس متصف است وخالى از فرد ( ما ) از صورت جوهري نمىباشد . جوهر وذوات أشياء در حال تغير وسيلان است وملاك بقاى ذات انحفاظ مادة است بصورت مبهمه‌يى كه ابهام آن شأن حركت وسيلان وعدم فعليت آن مىباشد كما اين كه در كون وفساد جمهور قائلند كه هيولى ومادة قبول صور ومتعدد