تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
و بدون آنكه خودستائى نموده باشم از منت و نعمتى كه بر من روا داشت مرا شكيبا يافت . اما مورد اول اى برادر يهود من از عموم مسلمانان با هيچ كس بطور خصوصى نه انسى داشتم و نه مورد اعتمادم بود و نه مستقيما همرازم بود و نه نزديكش ميرفتم جز رسول خدا كه از كودكى مرا در دامن خود پروراند و در دورانى كه بزرگ شدم مرا منزل و مأوا داد و مصارف مرا متحمل گرديد و از يتيمى نجاتم بخشيد با وجود حضرتش من از اينكه پىكارى گيرم و يا كسى نمايم بىنياز بودم هزينهء زندگى خودم و اولادم بعهدهء آن حضرت بود اينها بهره هائى بود كه من از جهت دنيا از آن حضرت بهره مند شدم علاوه بر استفاده‌هاى معنوى كه در جوار حضرتش مخصوص خودم بود و درجاتى نصيبم شد كه بمقامات بلندى در درگاه خداوندى نائل آمدم چون رسول خدا وفات كرد آن چنان غم و اندوه بر دل من فرو ريخت كه اگر كوهها آن بار غم را بر دوش ميگذاشتند گمان ندارم كه ميتوانستند كشيد خانوادهء من كه در اين مصيبت سخت بىتابى ميكردند و طاقت از دست داده بودند و خوددارى نميتوانستند و تاب كشيدن اين بار گران را نداشتند دامن صبر از دستشان رفته و هوش از سرشان رميده بود نه خود چيزى ميفهميدند و نه از ديگرى سخنى مىشنيدند و ديگران كه از خانوادهء عبد المطلب نبودند يا مصيبتزدگان را تسليت ميدادند و امر بصبر مينمودند و يا با هم ناله بودن و بىتابى كردن خاندان مصيبت زده را يارى ميكردند تنها من بودم كه در برابر فاجعهء فوت پيغمبر عنان صبر از دست ندادم و راه خويش در پيش گرفته بمأموريتى كه داشتم پرداختم جنازهء حضرتش را برداشتم و غسل دادم و حنوط كردم و كفن نموده
الخصال ( فارسي ) — صفحة 421 | الشيخ الصدوق / سيد احمد فهرى زنجانى