تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
مرا بالاى كوهى بگذارد ميكرد گر چه اين كار به قيمت از دست رفتن جان و خاندان و اولاد و مالش باشد من پيام رسول خدا را بر آنان رسانيدم و نامه اش را بر آنان خواندم همگى با تهديد و وعده‌هاى سخت به من جواب دادند و خشم و كينه بر من ابراز ميكردند و ديديد كه من چه كردم سپس روى باصحاب كرده و فرمود : چنين نبود ؟ همه گفتند : چرا يا امير المؤمنين . پس فرمود اى برادر يهود اينها مواردى بود كه پروردگار من در آنها مرا با پيغمبر خود آزمايش فرمود و در همهء آن موارد با منتى كه بر من دارد فرمانبردارم يافت و افتخاراتى كه در اين مواقع مرا نصيب گرديد هيچ كس را نصيب نشد . اگر ميخواستم آن افتخارات را باز گو كنم ميكردم ولى خداى عز و جل از خودستائى نهى فرموده است همه گفتند : به خدا قسم راست فرموديد زيرا خداوند عز و جل فضيلت خويش با پيغمبر ما را به تو عطا فرموده است و با برادرى آن حضرت سعادتمندت فرمود همچون هرون به برادرى موسى و در اين موقعيتها كه تو قرار داشتى و هراسهائى كه بجان خويش خريدى خداوند تو را برترى داد و بيش از آنكه خود بفرمائى خداوند در باره تو فرموده است كه هيچ كس از مسلمانان چنين فضيلتى را ندارند آنان كه تو را با پيغمبر ما و پس از وفات آن حضرت ديده‌اند همگى در بارهء تو بر اين عقيدتاند اكنون بفرما بدانيم آزمايشهائى را كه خداوند عز و جل پس از رحلت پيغمبر ما از تو كرد و تو تحمل نموده و شكيبا بودى و اگر بخواهيم ما خود توانيم شرحش دهيم كه ميدانيم و شاهد جريان بوديم ولى دوست داريم كه همين را نيز از زبان خود شما بشنويم همانطور كه آزمايشهاى دوران حيات رسول خدا را شنيديم و فرمانبردارى شما را دانستيم . فرمود : اى برادر يهود خداى عز و جل پس از رحمت پيغمبرش در هفت مورد مرا آزمايش نمود