تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
سپس روى بياران كرده و فرمود : مگر نه چنين است ؟ عرض كردند چرا ، يا امير المؤمنين سپس فرمود : و اما سومين مورد اى برادر يهود آن بود كه دو فرزند ربيعة و پسر عتبة كه پهلوان قريش بودند در روز جنگ بدر براى خود مبارز طلبيدند و هيچ كس از قريش بميدان مبارزهء آنان قدم نگذاشت رسول خدا ( ص ) مرا و دو رفيقم ( حمزة و عبيدة ) را بجنگ آنان روانه كرد اين مأموريت را هنگامى به من ارجاع فرمود كه من از همهء رفقايم در سن كوچكتر و در جنگ كم تجربه تر بودم خداى عز و جل بدست من وليد و شيبة را بكشت غير از افسران درجه دار قريش كه آن روز نتيجهء كار من از همهء رفقايم بيشتر بود و پسر عمويم ( عبيدة بن حرث ) در همان روز كشته شد خدايش رحمت كند . سپس رو باصحاب خود كرده و فرمود : آيا اين طور نبود ؟ همه گفتند : چرا ؟ يا امير المؤمنين ، سپس فرمود : و اما چهارمين مورد ، اى برادر يهود آن بود كه مردم مكة تا آخرين نفر بر ما هجوم آورده و همگى قبائل عرب و قريش را كه بفرمانشان بود بر ما شورانيدند تا خون مشركين قريش را كه بروز بدر كشته شده بودند از ما بازستانند . جبرئيل بر پيغمبر فرود آمد و از جريان آگاهش نمود ، پيغمبر بافراد نظامى خود درهء احد را سنگر ساخت .