تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
و اما حق كسى كه در بارهء تو نيكى كرده اينست كه سپاسگزار او بوده و به ياد نيكى او باشى و از براى او نام نيكى بدست آورى و بين خود و خداى عز و جل از روى خلوص دعايش كنى چون چنين كنى سپاسگزارى او را در پنهان و آشكار بجا آورده اى و پس از اين همه اگر روزى توانائى عوض دادن به او را يافتى به او عوض بدهى . و اما حق اذان گو اينست كه بدانى كه او ترا به ياد پروردگارت عز و جل مىآورد و ببهره اى كه دارى دعوتت مىكند و بر انجام وظيفه اى لازم كه بر عهدهء تو است تو را يارى مىكند . پس او را هم چون كسى كه به تو نيكى كرده باشد سپاسگزار باش . و اما حق پيشواى تو در نماز اينست كه بدانى كه او نمايندگى ميان تو و پروردگارت را به عهده گرفته و از جانب تو سخن گفته و تو از جانب وى سخن نگفته اى و او از براى تو دعا كرده است ولى تو از براى او دعا نكرده اى و هراس ايستادن در مقابل خدا را از تو كفايت نموده اگر براى آن نقصى باشد بعهدهء او است نه بعهدهء تو و اگر درست باشد تو شريك او بوده و او را بر تو زيادتى نخواهد بود . پس جان ترا با جان خود و نماز تو را با نماز خودش محافظت نموده از اين رو بايد به همين قدر سپاس گزارش باشى . و اما حق همنشين تو اينست كه با او نرمى كنى و در سخن گفتن بانصاف رفتار كنى و از جاى خود بىاجازهء او برنخيزى و كسى كه در نزد تو بنشيند ميتواند بدون اجازهء تو برخيزد و بايد لغزشهاى او را فراموش كنى و نيكىهايش را به ياد داشته باشى و جز خير بگوشش نرسانى . و اما حق همسايت اينست كه در غياب او را حفظ كنى و در حضور احترامش نهى و اگر ستمى بر