تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
كه عليه تو ادعا دارد اين است كه اگر آنچه ادعا مىكند حق است خودت بر خودت گواه باشى و بر او ستم نكنى و حق او را تمام بپردازى و اگر آنچه ادعا مىكند باطل باشد با وى مهربانى كنى و جز مدارا در كارش هيچ نكنى و خدا را در كار او بغضب نياورى و نيروئى نيست مگر بوسيله خدا و حق دشمنت كه تو عليه او ادعا دارى اينست كه اگر در دعوايت بر حقى با وى نيكو گفتگو كنى و حق او را انكار نكنى و اگر در ادعايت بر باطلى از خداى عز و جل بپرهيزى و بسوى او توبه كنى و دعوا را ترك گوئى و حق كسى كه از تو مشورت مىكند اين است كه اگر نظرى در بارهء او دارى به او بگويى و اگر نه او را به كسى كه ميداند راهنمايى كنى و حق كسى كه تو با او مشورت مىكنى اينست كه او را در چيزى كه با تو در رأى موافقت نكرد منهمش نكنى و اگر با تو موافق بود خداى عز و جل را ستايش كنى و حق كسى كه از تو اندرزى مىطلبد اينست كه خير خواهى را از او دريغ ندارى و جز از راه مهربانى و مدارا قدم بر ندارى و حق كسى كه تو را نصيحت مىكند اين است كه نسبت به او فروتنى كنى و گوش خود را به سخنش فرا دهى كه اگر حق گويد خداى عز و جل را ستايش كنى و اگر موافق نگويد نسبت به او دلسوز باشى و او را متهمش نكنى و بدانى كه خطا كرده است و به اين خطا مؤاخذه اش نكنى مگر اينكه سزاوار اتهام باشد كه به هيچ كار او در هيچ حالى نبايد اعتنا بكنى و نيروئى نيست مگر با خدا و حق بزرگتر از تو اينست كه به خاطراتش احترام كنى و بزرگش بدارى كه پيش از تو در مسلمان شدن حق تقدم دارد و با وى هنگام ستيزه ايستادگى نكنى و پيش از او براهى نروى و در راه رفتن از او پيشى نگيرى و با او جهالت نورزى و اگر او جهالت ورزد متحملش باشى و احترامش كنى بخاطر حق و بخاطر احترامى كه اسلام براى او قائل است و حق كوچكتر از تو اينست كه در