تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
او رفت ياريش كنى و عيبى را از او جستجو نكنى و اگر به كار بدى از او اطلاع پيدا كردى پرده پوشى كنى و اگر بدانى نصيحت تو را ميپذيرد محرمانه نصيحتش كنى و در سختى او را رها نكنى و از لغزش او درگذرى و گناهش را ببخشى و با خوشى با او معاشرت كنى و نيروئى نيست مگر از جانب خدا . و اما حق رفيق اينست كه با او به تفضل و انصاف رفتار كنى و چنانچه او از تو احترام مىكند تو او را احترام كنى و وجود تو از براى او سبب رحمت باشد نه باعث شكنجه و عذاب و نيروئى نيست مگر از جانب خدا . و اما حق شريك اين است كه اگر غايب شد كفايت او را بكنى و اگر حاضر شد رعايتش را نمايى و بدون حكم او حكمى نكنى و بىنظر او به رأيت عمل نكنى و مالش را برايش نگاه بدارى و در كم و بيش كار او خيانتش نكنى كه دست خداى تبارك و تعالى بر سر دو شريك هست مادامى كه به يكديگر خيانت نكرده‌اند و نيروئى نيست مگر از طرف خدا . و اما حق مالت اينست كه بجز از حلال آن را بدست نيارى و جز در راه صحيح انفاقش نكنى و كسى را كه ناسپاس است بر خود مقدم ندارى و در آن بفرمان پروردگارت رفتار كنى و بخل بر مالت نورزى كه با وجود گشايش در زندگى كه داشته اى حسرت و پشيمانى خواهى كشيد و نيروئى نيست جز بوسيله خدا و اما بستانكارت كه مطالبهء بستانكارى خود را مىكند اين است كه اگر دارى به او بدهى و اگر تنگ دستى با گفتار خوش او را راضى كنى و با نرمى او را از خود رد كنى و حق معاشرت اين است كه او را فريب ندهى و خيانتش نكنى و نيرنگ به كار نبرى و از خداى تبارك و تعالى در كار او بپرهيزى و حق دشمنت