تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
باشد تو با بيعتشكنان و تفرقه اندازان و از دين بيرونشده گان جنگ خواهى نمود گفتند : به خدا نه فرمود : شما را به خدا قسم مىدهم آيا در ميان شما بجز من كسى هست ؟ كه به خدمت رسول خدا رسيده باشد در حالى كه سر آن حضرت در دامان جبرئيل بود و جبرئيل به من گفت نزديك پسر عمت بيا كه تو از من به او سزاوارترى گفتند : به خدا كه نه فرمود : شما را به خدا قسم مىدهم بجز من در ميان شما كسى هست ؟ كه رسول خدا سر خود در دامان او گذاشته باشد تا آنكه آفتاب غروب كند و او نماز عصر را نخوانده باشد و همين كه رسول خدا بيدار شد فرمود يا على نماز عصر را خوانده اى ؟ عرض كردم نه پس رسول خدا دعا كرد تا آفتاب با درخشندگى و تابندگى بازگشت پس من نماز را خواندم سپس آفتاب بافق سرازير شد گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا بجز من در ميان شما كسى هست كه خداى عز و جل پيغمبرش را دستور فرموده باشد تا كسى را به منظور رساندن سورهء برائت بفرستد پس آن حضرت سوره را با ابى بكر فرستاد جبرئيل به خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد يا محمد اين پيام را از تو جز خودت يا مردى كه از تو باشد نتواند رسانيد پس رسول خدا مرا فرستاد و سوره را از ابى بكر گرفتم و با خودم بردم و از جانب رسول خدا آن را ادا كردم خداوند به زبان پيغمبرش ثابت كرد كه من از او هستم گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا بجز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا به او فرموده باشد تو پيشواى كسى هستى كه مرا اطاعت كند و روشنى دوستان منى و همان كلمه اى هستى كه پرهيزكاران با آن ملازمند گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا بجز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا به او فرموده باشد هر كس خوشحال است كه همچون من زندگى