تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
كند و همچون من بميرد و در بهشتى كه پروردگار من به من وعده داده ساكن باشد همان بهشت عدنى كه خداوند نهال آن را با دست خود كاشته و سپس به او فرمود بوجود بيا و آن موجود شد پس بايد على ابن ابى طالب و ذريهء او را كه پس از او هستند دوست بدارد كه آنان پيشوايانند و جانشينان من فقط همانها هستند خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا نموده شما را از در گمراهى داخل نكنند و از در هدايت بيرون نبرند به آنان چيزى ياد ندهيد كه آنان از شما داناترند حق بهمراه آنان بهر جا كه بروند مىرود گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم كه بجز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا به او فرموده باشد حكمى است صادر شده و كارى است گذشته كه ترا بجز مؤمن دوست نمىدارد و بجز كافر و منافق دشمنت نميدارد گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم كه بجز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا به او فرموده باشد مانند آنچه را كه به من فرمود : دوستان تو روز قيامت از قبرهايشان خارج مىشوند كه بر شترهاى سفيد سوارند و از بند نعلينهايشان نور مىدرخشد بهرجا به آسانى وارد شوند و سختىها از آنان برداشته شده و امان به آنان داده شده و اندوه‌ها از آنان بريده شده تا آنكه بسايهء عرش خداى رحمان در آيند سفره اى در جلو آنها گسترده شود كه از آن سفره بخورند تا حساب سر آيد مردم مىترسند ولى آنان نمىترسند و مردم غمناكند ولى آنان اندوهى ندارند گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا بجز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا در بارهء او فرموده باشد هنگامى كه ابو بكر آمد و فاطمه را خواستگارى نمود و رسول خدا از تزويج فاطمه به ابو بكر خوددارى كرد . سپس عمر بخواستگارى او آمد و رسول خدا تزويجش نكرد پس من بخواستگارى نزد او شدم و به من