ساختهايم و اما هشت تا ،
فرمودهء خداى عز و جل است كه فرمود : در اين روز ( روز قيامت ) عرش پروردگارت را هشت تن حمل ميكنند و اما نه تا معجزه هائى بود كه بموسى بن عمران داده شده بود و اما ده تا فرمودهء خداى عز و جل است كه ما سى شب بموسى وعده داديم و بده شب تمامترش نموديم و اما يازده تا گفتار يوسف است به پدرش كه من يازده ستاره بخواب ديدم و اما دوازده تا فرمودهء خداى عز و جل است بموسى كه عصاى خود را بر سنگ بزن پس از آن دوازده چشمهء آب شكافته شد .
راوى گويد : يهوديان شروع كردند و گفتند كه گواهى ميدهيم كه خدائى بجز الله نيست و محمد رسول خدا است و تو پسر عموى رسول خدائى سپس رو بعمر كرده و گفتند گواهى ميدهيم كه اين شخص برادر رسول خدا است و به خدا قسم كه او به اين مقام خلافت از تو سزاوارتر است و هر كس كه بهمراه آنان بود اسلام آورد و همگى مسلمانان شايسته اى شدند .
( بدترين خلق اولين و آخرين دوازده نفرند )
2 - مالك بن حمزه رؤاسى گويد : هنگام تبعيد ابو ذر ( خداى رحمتش كند ) او و على بن ابى طالب عليه السّلام و مقداد بن اسود و عمار بن ياسر و حذيفة بن يمان و عبد الله بن مسعود گرد هم آمدند ابو ذر گفت :
حديثى بگوئيد كه به ياد رسول خدا باشيم و برسالتش گواهى دهيم و دعايش كنيم و بيگانگى خداوند تصديقش نمائيم .
على عليه السّلام فرمود : هنگام حديث گفتن من كه نيست همه گفتند : راست ميگوئى بحذيفة گفت :