تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
يعنى نبايد جنگيد و ابتر است ( دم بريده ) كه عمرو عاص باشد . آيا شما به اين كه گفتم گواهى ميدهيد گفتند آرى گفت من نيز بر آن گواهم . سپس گفت آيا شما گواهى نميدهد كه رسول خدا فرمود امت من با پنج پرچم در كنار حوض كوثر بر من وارد ميشوند . اولين پرچم ، پرچم همان گوساله است كه من از جا بر خيزم و دست او را ميگيرم و همين كه دستش را گرفتم چهره اش سياه شده قدمهايش بلرزد و دلش تپيدن گيرد و هر كه با او همكارى داشته نيز چنين گردد پس ميگويم پس از من با دو امانت گرانبهايم چه كرديد ؟ . ميگويند امانت بزرگتر را ( قرآن ) دروغ پنداشتيم و پاره پاره كرديم و كوچكتر را ( اهل بيت ) خانه نشين نموده و حقش را غصب كرديم ، ميگويم راه چپ را بپيمائيد تشنه و رو سياه بدون اينكه يك قطره از آب بچشند باز ميگردند سپس پرچم فرعون اين امت بر من وارد مىشود و اكثريت مردم زير آن پرچماند ، و افرادى كه مهمل و به هدر شده‌اند با اين پرچمند . عرض شد يا رسول الله به هدرشدگان كيانند ، آيا در مسافرتى راه بهدر رفته‌اند ؟ فرمود نه ، بلكه دينشان را بهدر داده‌اند آنان كسانى هستند كه بخاطر دنيا خشمناك ميشوند و بخاطر همان شادان ، پس من بر مىخيزم و دست پرچمدارشان را مىگيرم همين كه دستش را گرفتم چهره اش سياه مىشود و پاهايش مىلرزد و اندرونش مىطپد و همكارانش نيز چنين ميشوند پس ميگويم پس از من
الخصال ( فارسي ) — صفحة 537 | الشيخ الصدوق / سيد احمد فهرى زنجانى