و قابس و وثاب و عمودان و فيلق و مصبح و ضروح و ذو القرع و ضياء و نور كه يوسف ديد اين ستارگان در اطراف آسمان او را سجده ميكنند و چون جريان را براى يعقوب نقل كرد يعقوب گفت اين كار پراكنده اى است كه خداوند پس از مدتى آن را جمع خواهد فرمود .
جابر گويد : بستان گفت : به خدا نامهاى آن ستارگان همين است .
( نامهاى زمزم يازده است )
3 - امام صادق عليه السّلام فرمود : نامهاى زمزم چنين است : ركضهء جبرئيل : ( جاى پاى جبرئيل ) حفيرهء اسماعيل : ( چاه كوچك اسماعيل ) حفيرهء عبد المطلب : ( چاه كوچك عبد المطلب ) زمزم : ( چون در موقع پيدايش آن مادر اسماعيل خاك در اطراف آب جمع كرد و به زبان عربى گفت زمزم يعنى بايست بايست ) و برة : ( نيكى دهنده ) و مضمونة : ( خدا نگهدار آن است ) و رواء : ( سيرابكننده ) و شبعة ( سيركننده ) و طعام : ( خوراك ) و مطعم : ( حاجيان در كنار آن غذا ميخورند ) و شفاء سقم : ( درمان درد ) .