انسان سازند .
عارف رومى در دفتر اول مثنوى نيكو گفته است :
كودك اول چون بزايد شير نوش * مدتى خامش بود او جمله گوش
مدتى مىبايدش لب دوختن * از سخنگويان سخن آموختن
تا نياموزد نگويد صد يكى * ور بگويد حشو گويد بىشكى
ور نباشد گوش تىتى مىكند * خويشتن را گنگ گيتى مىكند
كر اصلى كش نبود آغاز گوش * لال باشد كى كند در نطق جوش
زانكه اول سمع بايد نطق را * سوى منطق از ره سمع اندرا
أدخلوا الابيات من ابوابها * و اطلبوا الارزاق من اسبابها
تبصره : صاحب اسفار بعضى از مطالب اين فصل را در فصل سوم و چهارم موقف هفتم الهيات اسفار آورده است در آغاز فصل سوم فرمايد : قال بعض المحققين ان كلام اللّه كتابه الخ و در وسط فصل چهارم گويد : قال بعض المحققين ان الانسان مادام فى مضيق البدن و سجن الدنيا الخ ( ص 101 و 102 ج 3 ط ) مرادش از اين محقق خواجهء طوسى است و عبارت صاحب اسفار در فصل چهارم از قال بعض المحققين تا آخر آن ترجمهء كلام خواجه در اين فصل از « و مردم تا در تحت زمان و مكاناند آيات بر وى مىخوانند » تا آخر فصل است چنان كه به مقابله معلوم مىگردد .
و همچنين مرحوم فيض در آخرين فصل باب سيزدهم علم اليقين ( ص 221 ط 1 سنگى رحلى ) در طى سماء خواجه را به بعض المحققين نام مىبرد و مطالب اين فصل آغاز و انجام را به عربى نقل كرده است . و در اول فصل فرمايد :