عابدان از گناه توبه كنند * عارفان از عبادت استغفار
و اين بيم و هراس از اين روى است كه اين اعمال و اشغال را شاغل و حاجز خود از حضرت ربوبى مىبينند .
بدين نمط اين كمترين به تقليد بزرگان در خاتمهء دفتر دل به دلدل آمد و گفت :
خدايا دفتر دل شد حجابم * چو ديگرها رساله يا كتابم
كه نفس نوريم گرديده عاجز * ز كسب نورش از اين گونه حاجز
به حب سنگ و گل عامى جاهل * فرو ماند همى از عالم دل
حجاب ار سنگ وار گل شد حجاب است * حجاب ار دفتر دل شد حجاب است
حسن تا شاعرى شد پيشهى او * به سجع و قافيه است انديشهى او
به خوابش قافيه در خواب بيند * چنان كه تشنه چشمهء آب بيند
كجا دارد حضورى با خدايش * كه از وى قافيه كرده جدايش
ز نظم و نثر خود در انفعال است * خموشى بهتر از اين قيل و قال است
به چندى دفتر دل را بيار است * نداند گيردش از چپ و يار است
به احسانت حسن را احسنش كن * مر اين يك دانه را صد خرمنش كن
اين تعليقات ، فيض با بركات شهر ولايت رجب الاصب سنهء يك هزار و چهار صد و پنج هجرى است ، كه اين كمترين از فياض على الاطلاق علاوه بر توفيق درس و بحث و آثار قلمى ديگر ، مصب آن قرار گرفته است .
دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.
قم - حسن حسنزاده آملى