براى ( أ ) در علم قبلى نيز مساوى با 3 / 2 بود زيرا :
[ تصوير ]
ما وقتى نتيجههائيرا كه در تعيين درجهء احتمال سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) براساس ضرب يكى از دو علم در ديگرى بدست آورديم با قاعدهء احتمال معكوس تطبيق دهيم خواهيم ديد كه آنها با معادلهايكه ممكن است بموجب آن براساس قاعدهء احتمال معكوس درجهء احتمال سببّيت را تعيين كنيم كاملا متّفق است زيرا قاعدهء احتمال معكوس ميگويد : درجهء احتمال رويدادى براساس كشف شدن حقيقتى كه با آن رويداد ارتباط داشته باشد عبارت است از درجهء احتمال قبلى رويداد ضرب در درجهء احتمال اين حقيقت بر قرض وقوع رويداد ، تقسيم بر درجهء احتمال قبلى حقيقتى كه كشف شده است و رويداد در اينجا عبارت است از سببّيت ( أ ) از براى ( ب ) و حقيقتى كه كشف شده است عبارت است از همزمان بودن ( ب ) به ( أ ) در آزمايش پس اگر فرض كنيم كه دو آزمايش مثبت انجام گرفته است و مجموعهء علم اجمالى قبلى از دو عضو فقط تشكيل يافته است معادلهء احتمال معكوس بدينصورت خواهد بود .
[ تصوير ]
زيرا درجهء احتمال قبلى سببّيت ( أ ) از براى ( ب ) 2 / 1 است و درجهء احتمال وجود ( ب ) در هردو آزمايش بفرض سببّيت ( أ ) از براى ( ب ) يك واحد صحيح است و درجهء احتمال سابق مكرّر شدن ( ب ) در هردو آزمايش عبارت است از نتيجهء جمع احتمال سببّت ( أ ) از براى ( ب ) و احتمال مكرّر شدن بفرض سببّيت ( ت ) از براى ( ب ) .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٣٧