تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
استقرائى را بر اوّليّات از قضاياى شش‌گانه را بيان كرديم باينكه از آغاز دو فرض داشته باشيم يكى فرض آنكه لازمهء مثلّث آنست كه ميان سه زاويهء آن و دو قائمه ، مساوات باشد و ديگر آنكه فرض كنيم كه اين مساوات بيك سبب معيّنى مستند است كه ما آن را با ( ت ) نشان ميدهيم . و وقتى ما ملاحظه ميكنيم كه به حكم استقراء در تمام حالاتى كه ملاحظه نموده‌ايم مثلّث با اين مساوات همزمان است يك علم اجمالى توليد مىشود كه همهء احتمالات وجود ( ت ) و عدم آن را در تمامى اين حالات شامل است و در نتيجهء اينعلم ، مقدارهاى احتمالى بزرگى در گرد يك محور جمع مىشود كه عبارت از محور فرض اوّل است زيرا همهء احتمالات ممكن دربارهء ( ت ) تقريبا فرض عدم آن را متضّمن است ولو حدّاقلّ در يك حالت و همينقدر براى اثبات تلازم كافى است و مقدار احتمال تلازميكه از اينعلم توليد مىشود بر مقدار احتمال قبلى حاكم خواهد بود چنانچه در تطبيق اوّل دليل استقراء بر سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) ديديم . و امّا سالم بودن راهى كه بموجب آن ، استنتاج قضيّهء نظرى هنگاميكه بقواعد استنباط ميخواهيم آن را از قضاياى قبلى استنباط كنيم كامل مىشود يك بار چنين است كه به اين سالم بودن از نقطهء نظر كسى كه قضيّهء نظرى را استنباط مىكند در همان هنگام كه مشغول استدلال و تنظيم مقدّمات آنست نگاه ميكنيم و بار ديگر از نقطه نظر كسى كه ميخواهد اين استنباط را ارزش‌يابى نمايد بدون آنكه تماسّى با مراحل استنباط داشته باشد و مقدّمات آن را فراهم سازد و چه بسا اين شخص خود همان كسى باشد كه قبلا مشغول استنباط بود و الان ميخواهد استنباط سابق خود را ارزيابى نمايد . امّا از نقطهء نظر اوّل : براى استنباط كننده يك نوع قناعتى بهنگام استنباط هست كه قانع مىشود براينكه در اختيار مقدّمات استنباط راه خطا نه‌پيموده و مراحل استنباط را يكى پس از ديگرى طىّ نموده است يعنى برحسب عادت يقين دارد كه درست نتيجه‌گيرى كرده است و نتيجه‌ايكه بدست آورده همان است