تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
و طبيعى است كه معناى اين آن نيست كه يقين ذاتى به اين قضايا در نزد همهء مردم براساس همين دو مرحله از دليل استقرائى است زيرا بدون شك ، ايمان و يقين ذاتى بواقع خارجى قضيّه محسوس مثلا نزد عدّهء بسيارى از مردم بر آن پايه است كه ميان مدلول ذاتى و مدلول خارجى قضيّه فرقى نميگذارند و بخطا معتقدند كه آدمى در ادراك حسّى خود بدون واسطه با واقع خارجى متصّل ميگردد همانطور كه در يقين ذاتى بقضيّهء تجربى در بسيارى از اوقات ، عوامل ذاتى و سيكولوژى خالص دخالت نموده و بيشتر اوقات براساس عادت و منبّهات شرطى استوار است ، مانند كودكى كه انتظار دارد با خوردن غذا احساس ناراحتى گرسنگى بر طرف گردد و چه بسا اين انتظار بجز به عادت و قوانين استجابهء شرطى به چيز ديگرى مستند نباشد . بلكه مقصود ما آنست كه تصديق موضوعى بقضاياى تجربى و حدسى و متواتر و محسوس براساس استدلال استقرائى استوار است و تعيين درجهء آن تصديق مطابق همان است كه دليل استقرائى در مرحلهء استنباطى اوّلى و مرحلهء دوّم‌اش آن را فرض خواهد نمود .