تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
هندسى ، مصداق آن كلّى معلوم بعلم قبلى باشد زيرا ما نميدانيم كه اگر ديد ما واقعى ميبود چه شكلى را ميديديم آنچه ميدانيم عبارت است از شكلى كه مىبينيم و لكن فرض كرده‌ايم كه ديد ما بحسب طبيعت واقعى نيست . و بدين ترتيب خلاصهء آنچه بدست ما ميآيد آنست كه معلوم بعلم اجمالى قبلى عبارت است از يك كلّى مقيّد بقضيّهء شرطيّه و چنانچه شرط در آن قضيّهء شرطيّه ثابت باشد مصداق اين كلّى مقيّد ، منحصر در دائره است و امّا اگر شرط در واقع صحيح نباشد احتمال خواهد رفت كه هرشكلى از اشكال هندسى مصداق آن كلّى باشد . و نتيجهء اين آنكه هرمقدار احتمالى كه شرط را در آن قضيّهء شرطيّه ثابت كند به همان مقدار ثابت خواهد كرد كه شكل دايره تنها مصداق آن كلّى است كه بعلم اجمالى قبلى معلوم بود و مصداق بودن بقيّهء اشكال هندسى را نفى خواهد كرد . و اين مقدار احتمالى را در استقرائيكه بواسطهء آن ثابت ميكنيم - طبق طريقهء عامّ - كه ديد ما واقعى است مىيابيم زيرا در تعداد بسيارى از حالات ملاحظه ميكنيم كه ديد با روبرو شدن همزمان است و با زائل شدن مواجهه ، ديد نيز زائل مىشود پس با تطبيق طريقهء عامّ دليل استقراء به مقدار احتمالى زيادى ثابت ميكنيم كه ديد ما واقعى است و در نتيجه ، آن دايره كه مىبينيم تنها مصداق آن كلّى است كه با علم اجمالى قبلى معلوم بود و اين مقدار احتمال كه ثابت مىكند كه چيزى كه ما آن را به شكل دايره مىبينيم در حقيقت نيز به شكل دايره است بر مقدار احتماليكه دايره بودن آن را نفى مىكند و از علم اجمالى قبلى بدست ميآيد حكومت دارد بموجب تطبيق بديههء حكومت به جهت آنكه در اين حالت فرض دوّم از آن دو فرضيكه براى بديههء حكومت بود محقّق مىشود زيرا معلوم بعلم اجمالى اوّل ، كلى مقيّدى است و اين كلّى در اينجا عبارت است از جامع ميان اشكال هندسى كه